p 7

8.7K 623 69
                                        

با رسیدن به عمارت با سرعت وارد اتاقش شد و درب رو محکم کوبید.
جوری که چشم های کوک از صداش جمع شد و لعنتی به وضع فعلی گفت.
.
.
صبح روز بعد، یونگی صداش زد و جزییات مهمونی رو بهش توضیح داد.

-جئون باید مُخ معشوقه ی هه این رو بزنی! اسمش جیسوعه....میدونم که میتونی و جذابی
و فقط کافیه یه نمه مستش کنی نه اونقدری که نفهمه سوالاتت رو در حین سکس ازش درباره ی روابط
هه این و کاراش بپرسی. پروژه ی جدیدشون در حقیقت رقیب ماست و باید اطلاعات کافی داشته باشیم...
+حله متوجه شدم
-میدونم سختته ولی ...
+نه اوکیم نگران نباشید .... کارمه !
.
.

بالاخره روز مهمانی فرارسید
تا اون روز کیم حتی نگاهشم نکرده بود و در تلاش بود تا خُرده فرمایشاتش رو هم خودش انجام بده که با جونگکوک رو در رو نشه.

قرارشون راس ساعت ۶ بود .

کوک از پله ها دوان دوان پایین اومد.
کت چرمی جذاب و شلوار پارچه ای تنگی پوشیده بود که کاملا رون های درشتش رو در آغوش گرفته بود ... موهاشو کمی کوتاه کرده بود و استایل شده بود.
به محض رسیدن به پایین پله ها نگاه خیره ی تهیونگ رو روی خودش ثابت دید .

تهیونگ هم دست کمی از پسر نداشت

Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.

تهیونگ هم دست کمی از پسر نداشت.
استایل یقه اسکی و کت مشکیش جذابترش کرده بود ....
پسر اما با دیدنش حتی نمیتونست نگاهش رو از روی مرد برداره
با پوزخند سردی نگاهی به پسر انداخت و به سمت ماشین رفت.
مسیر طی شده تا ماشین بوی تلخ ادکلنش رو میداد... بوی لعنتیش میتونست حال جئون رو حسابی بهم بریزه !
تا رسیدن به عمارت هه این هیچ حرفی زده نسد ....

به محض رسیدنشون پسر اسلحه اش رو چک کرد و پشت شلوارش قرار داد.

قبل از تهیونگ پیاده شد و در رو برای کیم باز کرد. تعظیم کوتاهی کرد و پشت سرش راه افتاد .
ورودشون مصادف با اومدن یونگی شد .
با لبخندی به سمت تهیونگ اومد و اشاره ای به جونگکوک کرد که بره سراغ دختره و ماموریتش رو کامل کنه.

-لباس قرمزه اس

پسر با سر تایید کرد و رفت نزدیک جایی که اون دختر ایستاده... از خدمتکار گیلاس شامپاینی گرفت و سر کشید .
استرس داشت ...
این اولین ماموریتش بود.

BODYGUARD / VKOOKWhere stories live. Discover now