در حقیقت این تهیونگ بود که بیقرار یکی شدن با کوک بود !
خم شد و ناغافل لیسی به سوراخ صورتی کوک زد
-اووووم تو خیلی جذابی...
تن پسر از حرکت مرد لرزید و قبل از اینکه واکنشی بده تهیونگ عضوش رو چند باری سیلی وار روی ورودی پسر کوبید !
روی تنش خم شد و لوب رو از کشوی کنار تخت برداشت ... انگشتای بلندش رو خیس کرد و روی ورودی پسر کشید و بدون هیچ آمادگیای همزمان دوتا انگشت ابتداییش رو باهم وارد حفره ی تنگ پسر کرد
پسرِ بیچاره با درد ناگهانی ای که به تنش تحمیل شد ناله ای از کشیدگی دیواره هاش سر داد.
+عــــــاح تهیونگ... درد داره.
-اروم باش الان عادت میکنی!
چندین بار انگشت هاش رو عقب جلو کرد و در کمال ناباوری درد تبدیل به لذت عجیبی شده بود ...
انگشتای بلندش رو بیرون کشید و حس خالی شدن یهویی به مزاق پسر خوش نیومد ...
معترض اسم مرد رو صدا زد تا مجابش کنه که کارش رو ادامه بده.
-تهیونگ لطفــــــا
+داد میزنی پسر بد!؟
مرد با سری کج نمادین اخم کرد و خودش رو بین پاهای پسر فیکس کرد.
جونگکوک با حس گرمای کلاهک و سرمای پیرسینگ مرد روی ورودی نیازمندش هیسی از لذت کشید...
مرد فشاری به ورود ی پسر اورد و بلافاصله لباش رو روی لبای برجستهی پسر فشار داد تا درد حاصل از ورود دیکش رو توی دهن مرد تخلیه کنه ...
تمام وجودشون تمنای یکی شدن داشت.
پاهای پسر رو توی شکم جمع کرد، رون های پسر از شدت هیجان میلرزید و تهیونگ هم حرکت دستاش با لرزش همراه بود.
پر از هیجان بودند.
با فشاری نصف دیکش رو وارد کرد و بند اومدن نفس پسر رو به چشم دید .
حس میکرد کمرش شکسته و درد طاقت فرسایی داشت.
دردش غیر قابل انتظار بود.
-عــــــاح تهیونگ عــــــاح درد .... نمیتونم....
+هیــــــش پسرم میتونه! اروم باش... دیکمو حس میکنی!چقدر تنگی لعنتی...
-عــــــاح خیلی بزرگــــــه
حرف جونگکوک باعث شد تا مرد لبخندی از سر کِیف بزنه و خرسند از تعریف پسر از سایزش کمی بیرون بکشه و مجدد حجم بیشتری رو فشار داد .
+نفس بکش بیبی ... ریلکس کن .
ریتم ضربه زدناش اروم بود ولی عمیق ...
بیرون میکشید و مجدد عمیق فشار میداد، برخورد پیرسینگش به دیواره های پسر کامل حس میشد...
با هر ضربه ناله ی تهیونگ از تنگی و داغی بود و ناله ی جونگکوک از بزرگی عضو مرد ...
تقریبا عادت کرده بودند و حرکات مرد هم عمیق تر شده بود و عملا بدن هاشون بهم اصابت میکرد.
صدای برخورد بدن هاشون و ناله های شهوتناکشون سمفونی جذابی از سکس ساخته بود ...
برای جونگکوک که همیشه تاپ روابطش بود اینکه الان زیر یه نفر دیگه به فاک میرفت غیرعادی تحریکش میکرد ...
STAI LEGGENDO
BODYGUARD / VKOOK
Storie d'amore▪︎تکمیل شده ▪︎ نگاهِ جانگکوک ، نگاهِ یه خائن نبود! نگاه جانگکوک پر از عشق بود و محاله کسی بتونه انقدر واقعی نقش بازی کنه .... اسم فیکشن: بادیگارد کاپل : تهکوک / یونمین و ....... ژانر: رومنس/مافیا/اسمات
