حس دستای تهیونگ دور شکم پسر باعث شد تا تموم تنش منقبض بشه .
چونش رو روی شونه ی پسر گذاشته بود و نفسای داغش روی گردن بلوری جونگکوک فرود میومد .
+تهیونگ ...
-جونگکوکا لطفا بزار یذره اینجور بمونیم ... خیلی منتظر این لحظه بودم.
+باشه ...
بوسه های ریزی روی گردن پسر میکاشت که نفس پسر رو بند میورد ، انگار رد بوسه هاش میسوخت .
با همون صدای بم کنار گوش پسر لب زد :
- دوست دارم جونگکوک !
پسر توی بغلش چرخید و دستاش رو دور گردن مرد حلقه کرد.
بوسه ای روی لباش نشوند و به دیوار پشت سرش تکیه داد.
پاهاشون بین پاهای همدیگه بود و بیش از حد بهم نزدیک بودن.
نگاه پسر سر در گم بین دوتا چشم های مشکی مرد حرکت میکرد .
مرد سرش رو خم کرد و بوسه ای روی شاهرگ پسر فرود آورد .
پسر لبش رو گاز میگرفت تا مبادا ناله کن اما محض رضای فاک تحملش سخت بود .
بدنش حساس شده بود و تمام وجودش یکی شدن با تهیونگ رو میخواست .
توی این مدت دوری حتی یک بار هم خودش رو لمس نکرده بود چه برسه به سکس و الان حساس ترین ورژن بدنش بود!
مرد بوسه هاش رو از شاهرگ روی تمام گردن پسر پخش کرد و هر نقطه رو محکم میمکید و بعد روش رو میبوسید ...
مطمئن بود مارک شده و حالا تهیونگ از شاهکار هنریش لذت می برد .
بوسه هاش رو از لاله گوش تا ترقوه های برجسته ی پسر ادامه داد و برای بازیِ بیشتر زبونِ خیسش رو روی پوست ملتهب جونگکوک میکشید .
نفسای پسر سنگین شده بود ولی حاضر نبود ناله کنه.
سرش رو بلند کرد و با چشمای بی نهایت خمار و صدای خشداری که ناشی از شهوت بود لب زد :
-اگر ناله نکنی برام اذیتت میکنماااا
پسر با لجبازی پوزخندی زد و حاصلش ضربه ی پایین تنه ی مرد روی عضوش بود که ناخودآگاه ناله اش رو دراورد .
+عاااح ته ...
-همینو میخوام عشق تهیونگ...
هردو سخت شده بودن و این از برخورد گاه به گاه عضو هاشون مشخص بود ...
تهیونگ دستشو به لباس پسر رسوند و همزمان با بوسیدن لاله ی گوشش دکمه هاش رو باز کرد و لباس رو از روی سرشونه هاش به ارومی پایین انداخت .
لب هاش روی سیبک گلوی پسر بود و انگشتاش از سرشونه تا مچ دست نرم حرکت میکرد .
بدن جونگکوک حالا تندتر از قبل نبض میزد ...
نیپلاش رو لمس کرد و بوسه ای روش گذاشت .
کمی خم شد و نیپلاش رو به دهن کشید ...
جونگکوک توی یک لحظه جاهاشون رو عوض کرد و تهیونگ رو به دیوار کوبید .
مابین نگاه گنگ مرد، لباش رو به گردنش رسوند و با شدت شروع به مکیدن کرد. مطمئن بود مارک میشه ولی اهمیتی نداد... اون مرد متعلق به خودش بود!
با هر بوسه مرد ناله ای میکرد و پایین تنشو به پسر فشار میداد ..
جونگکوک به ارومی دکمه های لباس سفیدشو باز کرد و از سیبک گلوش تا روی نافش رو بوسید.
ŞİMDİ OKUDUĞUN
BODYGUARD / VKOOK
Romantizm▪︎تکمیل شده ▪︎ نگاهِ جانگکوک ، نگاهِ یه خائن نبود! نگاه جانگکوک پر از عشق بود و محاله کسی بتونه انقدر واقعی نقش بازی کنه .... اسم فیکشن: بادیگارد کاپل : تهکوک / یونمین و ....... ژانر: رومنس/مافیا/اسمات
