p 1

21.9K 988 160
                                        

-آقای جئون از این طرف لطفا
جونگکوک نگاهی به منشی کرد و تشکر کرد
-بله ممنونم

با نگاهی کنجکاو وارد سالن اصلی شرکت شد .
نگاهی به دور و اطراف انداخت.
شرکت بزرگی بود با تم خاکستری و سفید که حس خشک و جدی بودن به فرد میداد.

منشی به در اتاق اشاره کرد و اجازه ورود داد.
تقه‌ی آرومی به در زد و با کسب اجازه‌ی رییس در رو باز کرد.
در اولین برخورد مردی با پوستی سفید و چشمای خطی دید که نگاه سرد و جدیش توجه پسر رو به خودش معطوف میکرد.

-بفرمایید آقای جئون . من مین هستم ... مین یونگی... در غیاب جناب کیم بنده مسئول رسیدگی به امور شرکت و البته کارکنان هستم

+بله خوشبختم جناب مین . من در خدمتم .

-از قرار معلوم باتوجه به معرفی شما از طرف دوستان ، شما قراره برای سِمَتِ بادیگارد و البته دستیار شخصی جناب کیم وارد عمارت اصلی بشید و خب صد در صد تا الان با همه چی آشنا شدید . چون سپرده بودم که معرفی و کلیات کار بهتون آموزش داده بشه.

به آرومی سری تکون داد و اقای مین کلامش رو ادامه داد ...

-شرایط کاریتون هم به این شکله که کلا تو عمارت اصلی و اتاق کناریِ جناب کیم اقامت دارید و باتوجه به اینکه گفتید مجرد هستید و رابطه ی عاطفی با کسی ندارید این مدل کار براتون راحتتره . ساعت کاریتون از ۷صبح با بیدار شدن جناب کیم شروع و تا ۸شب که ایشون وارد اتاق خوابشون بشن ادامه داره ... ترجیحااا همه جا تاکید میکنم همه جا همراهشون هستید مگر اینکه خودشون بگن نه! که در اون شرایط هم باید دورادور حواستون بهشون باشه
توی مدت اشتغالتون کم و بیش در جریان مسائل کاری ایشون قرار میگیرید و باید حتما یه قرارداد حفظ اسرار باهم ببندیم . سوالی هست؟

+خیر جامع و کامل ... ممنونم . کی باید برم عمارت؟

-با منشی هماهنگ میکنم برای عصر امروز تشریف میبرید

با تشکری از اتاق خارج شد. منشی با صدایی آروم توضیحاتی داد و از پسر خواست تا وسایل شخصیش رو جمع کنه و تا ساعت ۶ که راننده دنبالش بره آماده بشه.

از ۱۸ سالگی وارد باشگاه بوکس زیر زمینی شده بود . مسابقات و شرط بندی ها ازش یه هیولا ساخته بود که گاها منجر به پیشنهاد های خاص کاری میشد .
از بادیگارد و حفاظت تااااا اموزش بوکس و .....

چند سالی بود که فقط اموزش میدید تا وقتی که هیونگش بهش پیشنهاد کار با کیم تهیونگ رو داد .

جین هیونگ از دوستای کیم تهیونگ بود و گویا توی یکی از مسابقات جونگکوک رو دیده بود و از جین خواسته بود که برای حفاظت و البته یجورایی منشی شخصی به شرکتش مراجعه کنه.

پیشنهادی که در ابتدا مخالفت کرده بود ولی با توجه به درآمد فضاییش کمی نظرش عوض شد.
از طرفی زندگی توی اون عمارت و شرایطی که میگفتن عملا رویایی بود که میخواست هرچند کم ولی تجربه اش کنه.

BODYGUARD / VKOOKDove le storie prendono vita. Scoprilo ora