p 11

6.4K 384 5
                                        

حفره ی زیر سیبک گلوش رو با زبون خیس کرد و مک صدا داری زد.

نیپلاش رو بین انگشتای استخوانیش فشاری داد و به محض سفت شدن شروع به مکیدن کرد .
با هر مکش عمیق شاهدِ قوس کمر ظریفش بود و رسما عقلش رو از دست میداد .

دستای کوچولوی جیمین توی موهای سیاه مرد میرقصید و گاهی سرش رو به نیپلاش فشار میداد و گاهی موهاش رو میکشید .

مرد جسارت به خرج داد و دستش رو پایینتر برد.
از روی شلوار نازک خونگیش عضو سخت شده و برجسته اش رو اروم لمس کرد و نوازش کرد.

جیمین بی قرار شده بود و دلیلش یونگی بود!
خوشحال از اینکه تونسته بود حالشو تغییر بده به کارش ادامه داد.

با هر لمس ، جیمین بی طاقت ناله ای میکرد و قوس و پیچ و تابی به اندامش میداد.
تا جایی که دستش رو روی دست مرد گذاشت و با نگاهی تبدار وار شلوارش کرد.

یونگی خوشحال از اینکه باکسری تنش نبود و دسترسی راحتتری به عضوش داشت ، فشار بیشتری بهش آورد و مک های عمیق تری روی تن بلوریش زد که منجر به خلق هیکی های ارغوانی روی پوست سفیدش شد!

+یونــــ....گــــی..... عاااااح
-جیمینااا !
+میخوامــــــ....ت...
-منم میخوامت عزیز من....آروم...

شلوارش رو از تنش پایین کشید و با شوق به بدن زیباش نگاهی خریدارانه انداخت.

جیمین در یک کلام مثل یک الهه بود .

موهای بلوندش در کنار چشمای عسلی و پوست بلوریش مصداق یک الهه ی زیبایی بود!

-خیلی خوشگلی جیمین.

مرد یک پاش رو بین پاهای جیمین گذاشت و لباسی که زحمت بازشدن دکمه هاش رو جیمین کشیده بود رو از تنش خارج کرد.

دکمه شلوارش رو باز کرد و روی عضو سخت پسر خم شد.
بوسه ای به کلاهک کوچولوی قارچیش زد و با زبون فشاری به مجراش آورد تا طعم پریکامش رو بچشه.

پسر هیسی از درد و لذت کشید و به طبع یونگی حجم بیشتری وارد دهنش کرد و با ریتم ناله های جیمین سرش رو بالا و پایین کرد.
ولی نمیخواست اینجوری پسر رو به اوج برسونه.
صرفا دلش میخواست تمام تنش رو بچشه!

بخاطر همین دقایقی بیشتر ادامه نداد و ازش جدا شد.
به محض اینکه سرش رو بلند کرد پسر نیمخیز شد و یونگی رو هدایت کرد تا بخوابه.

-نیازی نیست جیمینی ....
+بخواب میخوام بخورمش!
-جیمین!!!
+تو دهنم میخوامش یونگی ....

خنده ای به حالت شهوتیش کرد کخ چشماش رو خمار و صورتش رو کمی سرخ کرده بود.

از دستورش اطاعت کرد و دراز کشید.
به حالت برعکس (69) اومد روی بدن مرد و شلوار و باکسرش رو پایین کشید
سرش روی عضو مرد بود و باسن هلوییِ جذابش جلوی صورت یونگی بود .
یونگی فرصت رو غنیمت شمرد و انگشتش رو کمی روی ورودیش فشار داد و با ناله ی خفه اش روی عضو مرد،  لیسی روی ورودی صورتیِ نبض دارش زد.

BODYGUARD / VKOOKWhere stories live. Discover now