حفره ی زیر سیبک گلوش رو با زبون خیس کرد و مک صدا داری زد.
نیپلاش رو بین انگشتای استخوانیش فشاری داد و به محض سفت شدن شروع به مکیدن کرد .
با هر مکش عمیق شاهدِ قوس کمر ظریفش بود و رسما عقلش رو از دست میداد .
دستای کوچولوی جیمین توی موهای سیاه مرد میرقصید و گاهی سرش رو به نیپلاش فشار میداد و گاهی موهاش رو میکشید .
مرد جسارت به خرج داد و دستش رو پایینتر برد.
از روی شلوار نازک خونگیش عضو سخت شده و برجسته اش رو اروم لمس کرد و نوازش کرد.
جیمین بی قرار شده بود و دلیلش یونگی بود!
خوشحال از اینکه تونسته بود حالشو تغییر بده به کارش ادامه داد.
با هر لمس ، جیمین بی طاقت ناله ای میکرد و قوس و پیچ و تابی به اندامش میداد.
تا جایی که دستش رو روی دست مرد گذاشت و با نگاهی تبدار وار شلوارش کرد.
یونگی خوشحال از اینکه باکسری تنش نبود و دسترسی راحتتری به عضوش داشت ، فشار بیشتری بهش آورد و مک های عمیق تری روی تن بلوریش زد که منجر به خلق هیکی های ارغوانی روی پوست سفیدش شد!
+یونــــ....گــــی..... عاااااح
-جیمینااا !
+میخوامــــــ....ت...
-منم میخوامت عزیز من....آروم...
شلوارش رو از تنش پایین کشید و با شوق به بدن زیباش نگاهی خریدارانه انداخت.
جیمین در یک کلام مثل یک الهه بود .
موهای بلوندش در کنار چشمای عسلی و پوست بلوریش مصداق یک الهه ی زیبایی بود!
-خیلی خوشگلی جیمین.
مرد یک پاش رو بین پاهای جیمین گذاشت و لباسی که زحمت بازشدن دکمه هاش رو جیمین کشیده بود رو از تنش خارج کرد.
دکمه شلوارش رو باز کرد و روی عضو سخت پسر خم شد.
بوسه ای به کلاهک کوچولوی قارچیش زد و با زبون فشاری به مجراش آورد تا طعم پریکامش رو بچشه.
پسر هیسی از درد و لذت کشید و به طبع یونگی حجم بیشتری وارد دهنش کرد و با ریتم ناله های جیمین سرش رو بالا و پایین کرد.
ولی نمیخواست اینجوری پسر رو به اوج برسونه.
صرفا دلش میخواست تمام تنش رو بچشه!
بخاطر همین دقایقی بیشتر ادامه نداد و ازش جدا شد.
به محض اینکه سرش رو بلند کرد پسر نیمخیز شد و یونگی رو هدایت کرد تا بخوابه.
-نیازی نیست جیمینی ....
+بخواب میخوام بخورمش!
-جیمین!!!
+تو دهنم میخوامش یونگی ....
خنده ای به حالت شهوتیش کرد کخ چشماش رو خمار و صورتش رو کمی سرخ کرده بود.
از دستورش اطاعت کرد و دراز کشید.
به حالت برعکس (69) اومد روی بدن مرد و شلوار و باکسرش رو پایین کشید
سرش روی عضو مرد بود و باسن هلوییِ جذابش جلوی صورت یونگی بود .
یونگی فرصت رو غنیمت شمرد و انگشتش رو کمی روی ورودیش فشار داد و با ناله ی خفه اش روی عضو مرد، لیسی روی ورودی صورتیِ نبض دارش زد.
YOU ARE READING
BODYGUARD / VKOOK
Romance▪︎تکمیل شده ▪︎ نگاهِ جانگکوک ، نگاهِ یه خائن نبود! نگاه جانگکوک پر از عشق بود و محاله کسی بتونه انقدر واقعی نقش بازی کنه .... اسم فیکشن: بادیگارد کاپل : تهکوک / یونمین و ....... ژانر: رومنس/مافیا/اسمات
