بعد از شنیدن اعتراف کیوتش لباش رو روی لبای مرد گذاشت و با اشتیاق لبهاش رو میمکید و میبوسید.
جوری لباشو تنظیم کرده بود که گاهی هردو لبش رو توی دهن میکشید و با سروصدای اووووم مانندی مشغول بوسیدن هم میشدند ...
هر کام عمیقی که از لب هاش میگرفت کمی کمرشو بلند میکرد و هربار عضوهاشون برخورد سطحی توی آب داشتند.
با احساس گرمای بیش از حدی مرد دستش رو دراز کرد و دکمه پمپ جکوزی رو زد.
حالا با صدای حباب های روی آب به بوسه ادامه داد.
یونگی سرش رو کج تر کرد و با دست راستش سر پسر رو نگه داشت و با دست دیگرش فشاری به قوس کمرش داد و بیشتر به تن خودش چسبوند .
لب های سرخ پسر از شدت مکیده شدن متورم شده بود و هجوم خون رو توش احساس میکرد.
با زبون لیسی به لب هاش زد و با بازتر شدن دهنش یونگی زبونش رو فرستاد داخل و به محض برخورد با زبون پسر شروع به مکیدن کرد .
حس مکیده شدن زبونش برای جیمین انقدر خاص و جالب بود که دلش نمیخواست تموم بشه .
یونگی با بوسه ی عمیقِ دیگه ای بوسه رو قطع کرد و توی فاصله ی کمی از صورت تبدار پسر لب زد ...
-اجازه هست؟
جیمین با چشمان خمارش سری تکون داد و از جنتلمن بودن مرد، پروانه ها توی دلش شروع به پرواز کردند مرد دستش رو دور کمر پسر انداخت و گردنش رو بوسید .
نقطه به نقطه گردنش رو میبوسید و بعد با تمام وجود میمکید و وقتی مطمئن میشد که خونمرده شده مجدد بوسه ای روش میزاشت ...
حالا دیگه پسر مطمئن بود تا فردا کل تنش پر از هیکی میشه ولی هیچ مخالفتی نداشت . دیدن ردِ مالکیت مرد براش دلچسب بود.
تمام وجودش اشتیاقِ یکی شدن با یونگی بود میدونست دوران سختی رو میگذرونه و لایق این آرامشه !
هرچند خودش هم خیلی بهش احتیاج داشت ...
تمام این یک هفته بعد از آخرین سکسشون با هیچ پسر و دختری نتونسته بود ارتباط بگیره و فکرش تماما پیش یونگی بود ...
بوسه هاش روی ترقوه و بالای سینه ی پسر فرود میومد و انگشت های جیمین بی تاب توی موهاش میرقصیدند و تنها محلی بود که میتونست حسش رو تخلیه کنه...
ناله های توگلوش بخاطر بوسه های خیس یونگی از حنجره اش فرار میکردن و هربار یونگی رو برای ادامه بوسه مشتاق تر میکرد.
مرد دستی به نیپلاش کشید و بین انگشتاش فشارشون داد:
×عاشق بدنتم ... چجوری انقدررررر جذابی!
*عاااح یونگی ... ادامه بده ...
زانوهاش رو جمع کرد تا بدن پسر بهش تکیه کنه و لباش رو روی نیپل های سفت پسر گذاشت و بوسید ...
برقی از هیجان از وجود جیمین رد شد ....
مرد زبونش رو سفت کرده بود و روی نوک سینهی پسر فشار میداد و گاهی لیس میزد و در نهایت میمکید ...
با هر مکش دل پسر بی طاقت پیچی میخورد ...
دقایقی رو به مکیدن نیپل هاش گذروند و تنها کاری که جیمین میتونست انجام بده این بود که اسمشو ناله کنه .
ESTÁS LEYENDO
BODYGUARD / VKOOK
Romance▪︎تکمیل شده ▪︎ نگاهِ جانگکوک ، نگاهِ یه خائن نبود! نگاه جانگکوک پر از عشق بود و محاله کسی بتونه انقدر واقعی نقش بازی کنه .... اسم فیکشن: بادیگارد کاپل : تهکوک / یونمین و ....... ژانر: رومنس/مافیا/اسمات
