last part 💫

7K 314 66
                                        

۲سال بعد ~

-بچه ها من و جونگکوک قصد داریم بچه دار بشیم ....

*واییییی تبریک میگم .... به سرپرستی میگیرید یا رحم جایگزین ؟

- احتمالا هر دوتامون اسپرمامونو بدیم و بصورت رحم جایگزین بچه دار بشیم ... حالا دیگه بستگی داره اسپرم کدوممون زرنگ تر باشه

در خلال صحبت هامون صدای زنگ در اومد ...
جین و نامجون بودن ...

فلش بک

-سلام خانم من کیم سوکجین هستم وقت ملاقات با دکتر کیم نامجون داشتم .
+بله بفرمایید اتاق ۳۰۲
-متشکرم

با قدم های لرزونی به سمت اتاق مرد رفت ، بعد از سفر هلند ذهن جین درگیر وجود نامجون شده بود
بدون خداحافظی جدا شده بودند و سعی کرد تا فراموشش کنه اما نشد ...

تقه ای به در زد که صدای بمش به گوش رسید

-بفرمایید داخل
+سلام
نامجون با دیدن پسر بهت زده از جا بلند شد و به سمتش اومد.
-اوووه جین ... سلااااام ...فکر کردم دیگه نمیبینمت

دستش رو به سمت پسر دراز کرد و با گرفتنش نرم فشاری بهش داد.

+اااام مزاحمت نشدم که ...
-نه اصلا  اخرین ملاقاتم با تو برنامه ریزی شده ! وقت داریم
+من بدون خداحافظی رفتم ...

نامجون نگاه دلخورش رو به پسر دوخت و لب زد ...

-اره و من هیــــــچ راه ارتباطی باهات نداشتم .... دیوونه شده بودم حتی با اینکه میدونستی اتاقم کجاست نیومدی پیشم.

+منم اوًاع بدی داشتم... تمام روز فکرم درگیرت بود

-خوشحالم اینو میشنوم

+نامجون...؟

-جین میشه ....؟

+چی میشه؟

-میشه بازم همو ببینیم؟

+من ... منم میخواستم همینو بگم.... اره .... نظر تو چیه؟

-از خدامه !اما مجازات اون بی خبر رفتن سرجاشه...

نگااه مردد جین به لباش دوخته شد
هردو میدونستن چی میخوان و جین چرا اینجاست

نامجون به سمت جبن اومد. همزمان جین هم ایستاد  و با فشار نامجون به دیوار پشت سر چسبید .... بدنش بین دیوار و تن عضلانی نامجون پرس شده بود ...
خواست نزدیک لبایپسر بشه که یهو صدای منشی اومد .
•دکتر کیم من رفتم خدانگهدار ...
-بسلامت ....

نفسش رو با حرص بیرون داد و به زمین خیره شد
در کسر از ثانیه ای چشمای کشیدشو بالا آورد و ادامه داد:
-خب کجا بودیم ....؟
جین لبخندی زد و چشماش رو بست ...
هُرم گرمای بازدم مرد رو  روی لباش حس میکرد... لباش رو روی لبای برجسته ی جین گذاشت و بوسه ی سطحی و نرمی کاشت ... کمی فاصله داد و با دیدن هیییچ واکنشی از سمت جین بار دیگه بوسه ی خیسی رو شروع کرد و با ملایمت خاصی لباش رو میمکید و میبوسید ...
دقایقی به بوسیدن هم گذروندند ...

BODYGUARD / VKOOKWhere stories live. Discover now