بعد از رفتن جونگ کوک ولادیمیر اون رو سوار ماشین کرد و بعد از اروم شدنش رو به یه جی گفت
_ شما رو کجا برسونم؟
_نمیدونم،میتونم تلفنتون رو قرض بگیرم و به تهیونگ زنگ بزنم؟
ولادیمیر سرش رو تکون داد و تلفنش رو به یه جی داد،یه جی شماره تهیونگ رو گرفت و بعد چند بوق تهیونگ جواب داد
_ الو؟
_ پسرم؟ کجایی؟
_اوه مادر،من خونه ام،تو بیمارستانی؟ خیلی متاسفم الان میام دنبالت.
_ نه نه،اقای ایلین من رو میرسونن.
_باشه...ادرس رو پیامک میکنم.
و تلفن رو قعط کرد،یه جی تلفن رو به ولادیمیر پس داد و تشکری کرد و سوار ماشین شد.
های جین مثل افسرده ها به شیشه سرش رو تکیه داده بود و به بیرون خیره بود و میرا پسر ولادیمیر که فقط یکم جثه اش از تهیونگ کم تر میزد هم کنار یه جی نشسته بود.
بعد از رسیدن به خونه یه جی ازشون تشکر کرد و از ماشین پایین اومد و بعد از رفتن اونا زنگ در رو زد،بعد یک دقیقه در توسط تهیونگ باز شد،یه جی وارد شد که تهیونگ گفت
_ متاسفم تورو یادم رفت.
_عیبی نداره پسرم،جونگ کوک حالش خوبه؟
_اره،داره دوش میگیره
یه جی نگران گفت
_ حالش توی حموم بد نشه
_نه ماه من بد نمیشه.
یه جی سر تکون داد و روی مبل نشست و تهیونگ هم روی مبل جلوییش نشست و یه جی گفت
_الان..میخوای موضوع های جین رو چیکار کنی؟
تهیونگ نفس عمیقی کشید و گفت
_نمیدونم،نمیدونم...جونگ کوک رو حل میکنم اما اینکه اون زن بخواد یک حرکتی بزنه عذابم میده.
به جی با دست هاش بازی کرد و گفت
_به پدرت چی میخوای بگی؟
تهیونگ بهش نگاه کرد و با دستش گیجگاهش رو مالش داد و کلافه گفت
_نمیدونم...اونو چیکار کنم...
زن اهی کشید و انگار یکهویی یادش اومده باشه متعجب گفت.
_سوجین! سوجینم با من بود!
تهیونگ به یه جی نگاه کرد و گفت.
_ راست میگی...اما..اما سوجین همراه تو نبود!
تهیونگ سریع تلفنش رو برداشت و شماره ای که مادرش بهش زنگ زده بود رو گرفت و بعد چند بوق صدای مرد روسی توی گوشی پیچید
_ الو؟
_ اقای ایلین.
_اوه بفرمایید.
_وقتی مادرم رو میاوردین روسیه،یک زن همراهش نبود؟
_اوه چرا بود.
_ اون کجاست؟!
_اون کره است،نیاوردیمش.
_ک..کجای کره؟
_نمیدونم فقط قبل فرودگاه پیاده اش کردیم.
YOU ARE READING
Valerio
RomanceValerio/والریو vkook وقتی خبر مرگ جئون جین وو به گوش کیم تهیونگ میرسه به اسرار مادرش به کره برمیگرده و با جئون جونگ کوک پسر دایی اوتیسمی جوونش که از بچگی ندیدتش روبه رو میشه، اما چی میشه وقتی که عاشقش شده بفهمه پسر اصلا اوتیسم نداشته؟ Kapel: Vkook...
