خرید

1.7K 97 39
                                        

کت جین و شلوار جین، زیرش یه تیشرت مشکی با کتونی مشکی
موهامو ساده از بالا بستم و رفتم تو حیاط، لیام تکیه داده بود به ماشین و به ساعتش نگاه میکرد، بدو بدو رفتم پیشش و با دستپاچگی گفتم:سلام ببخشید اگه یکم طول کشید
یه نگاه بهم انداخت بعد با شوخی گفت: جوری گفتی ده دقیقه کافی نیست فکرکردم میخوای ارایش خلیجی کنی
خندیدم و باهاش دست دادم
در ماشینو برام باز کرد و نشستم.
دلم میخواست باهاش حرف بزنم، دلم میخواست صداشو بشنوم، یه استرس عجیبی داشتم، دارم مثل دخترای پونزده ساله رفتار میکنم!
تو فکر بودم که چجوری طبیعی باشم تا شک نکنه که یهو گفت: عادت داری قهوه رو تلخ بخوری یا شیرین؟
_شیرین
+همه مزه ی قهوه به تلخ بودنشه دختر
_من انقد زندگی تلخی داشتم که دیگه دنبالش نباشم
+نمیخواستم ناراحتت کنم ببخشید
_ناراحت نشدم
خبر نداره وقتی کنارشم همه چی خوب و خوشحال کنندس

توی کافه زیاد حرف زدیم، فکرنمیکردم اون اهل بگو بخند باشه ولی خیلی بانمکه، تمام رفتاراش منو جذب میکنه و من در برابر اون لبخند کیوتش هیچ مقاومتی ندارم
بعضی رفتاراشو دلم میخواست جوری برداشت کنم که مثلا اونم بهم حس داره، ولی اینطور نیست‌.
قهوه مون نیم ساعت بود که تموم شده بود ولی انقدر حرف زدن باهاش جذاب بود که من یه هات چاکلت ام سفارش دادم، نمیدونم چقدر شد ولی دیگه هوا داشت تاریک میشد و من هنوز هیچی نخریده بودم
یهو پریدم بالا گفتم: راستی لیام این بغل یه پاساژه، من یکم خرید دارم میشه باهام بیای؟
+باشه بریم من کاری ندارم
توی پاساژ بهم گفت: این طبقه لباسای مجلسی داره فقط، میخوای بریم طبقه بالا؟اونجا اسپرت دارن
_من لباس مجلسی میخوام
+اووو چه عجب
خندیدیم بعد گفت: چرا؟
_چن روز دیگه تولد یکی از دوستای قدیمیم، باید هم واسه خودم لباس بگیرم هم برای اون یه کادو بگیرم که البته واسه جفتش به سلیقت نیاز دارم.
+دوستت پسره؟
_اره، من نمیدونم سلیقش چجوریه ولی تو از هرچی خودت خوشت میاد برام بگو

دستمو گرفت کشیدتم تو یه مغازه که پیرهن دخترونه داشت، یه پیرهن سفید بهم نشون داد و با ذوق گفت بپوشش
_لیام این خیلی خزه
+اگه میخوای تو مجلس بدرخشی و همه بهت نگاه کنن اینو بپوش
_بنظره تو جذابه؟
+صددرصد

پیرهن رو پوشیدم،به تنم خوب بود فقط یکم تنگه، میخواستم برم بیرون تا لیام منو بااین لباسی که بنظرش جذابه ببینه ولی الان بدون ارایشم و جلوه ی لباس معلوم نیست، باید شب ببینه، لباسمو پوشیدم و اومدم بیرون
+عه چرا دراوری؟میخواستم ببینم
_حالا رفتیم خونه میپوشم ببین الان خستم
رفتم که حساب کنم، نمیدونم پولم میرسه بهش یا نه
لباسو گذاشتم رو میز و گفتم: لطفا حساب کنید
پسره با لبخند بهم گفت: اقا حساب کردن، مبارکتون باشه
_لیام این چه کاری بود کردی؟ من خودم پول دارم
+تو خیلی کارا برام کردی گفتم بااین هدیه جبرانش کنم

خیالم راحت شد که پولم سیو شد واسه کادو تولدش، ازش تشکر کردم و گفتم: میشه بریم زودتر کادو رو بخریم؟
+باشه حالا عجله که نداریم
_من یکم کار دارم باید انجام بدم، میشه زودتر بریم؟
+اوکی خانم دکتر
کلی مغازه رو بالا پایین کردیم تااخر سر از یه عطر خوشش اومد
عطر رو گرفتم و رفتیم تو ماشین، موندم چجوری واسه شب ارایش کنم

خیالم راحت شد که پولم سیو شد واسه کادو تولدش، ازش تشکر کردم و گفتم: میشه بریم زودتر کادو رو بخریم؟+باشه حالا عجله که نداریم_من یکم کار دارم باید انجام بدم، میشه زودتر بریم؟+اوکی خانم دکترکلی مغازه رو بالا پایین کردیم تااخر سر از یه عطر خوشش اومدعط...

Ops! Esta imagem não segue nossas diretrizes de conteúdo. Para continuar a publicação, tente removê-la ou carregar outra.

پیرهن الما♡

Crazy  +18Histórias para pegar e não largar. Descubra agora