"متشکرم...متشکرم عشقم!"بایبل با خجالت سرش را بلند کرد. چشمانش هنوز اشک برای ریختن داشت:"که چنین لحظاتی رو بهم هدیه دادی"
نگاه خیس بیو به صورت عرق کرده ی بایبل چرخید:"منم از تو متشکرم!"و لبخند خجلی به لب آورد ولی بایبل تازه متوجه مژه های خیسش میشد!"خیلی درد داری؟!"
بیو با پشت دست گونه ی داغ بایبل را نوازش کرد:"نه اصلاً!"
بایبل با تکیه به آرنجهایش خود را از روی سینه بیو بلند کرد:"پس چرا گریه میکنی؟"
بیو خجالت کشید حقیقت را بگوید و طلبکارانه غرید:"تو چراگریه میکنی؟"
بایبل برعکس او از اعتراف کردن خوشحال میشد:"اینا اشک خوشحالیه"سرش را جلوتر برد و به لبهای او بوسه نشاند:"امشب بهترین شب زندگیم بود"
بیو از جواب صریح او چنان شوکه شد که دوباره بغض کرد: "واقعاً؟!یعنی...اینقدر لذت بردی؟!"
بایبل سرش را چرخاند و دوباره روی سینه ی لخت بیو گذاشت:"تا به حال چنین خوشی تجربه نکرده بودم...نمی تونم حتی توصیفش کنم"
بیو انگشتانش را لابه لای موهای داغ بایبل فرو کرد و آرام چنگ زد:"پس...خوب بودم؟"
"خوب!؟"بایبل خنده پر حرصی کرد:"هرچی تا حالا تجربه کرده بودم از یادم رفت!انگار یه نوجوان باکره بودم!تازه با تو معنی واقعی عشق و عشقبازی رو فهمیدم!"و یک لحظه با نگرانی دوباره سرش را بلند کرد:"من چی؟خوب بودم؟"
بیو انگشتانش را به پیشانی بایبل کشید و موهای ریخته روی چشمانش را عقب شانه کرد:"راستش منم از خوشحالی گریه میکنم"
"ج...جدی؟!اما..."بایبل باور نمیکرد.با نگرانی پرسید:"آخه درد داشت مگه نه؟!"
بیو محو این چهره ی جذابی که مقابلش داشت لبخند بی اختیاری زد:"دردشم قشنگ بود!"
بایبل نفس راحتی کشید و دوباره روی تن بیو خوابید:"قول داده بودم مواظب باشم اما...اونقدر دیونه ات شده بودم که نتونستم خودمو کنترل کنم ببخش"
بیو به نوازش کردن موهای نرم او ادامه داد:"راستش من خودم خیلی می ترسیدم ولی هیچ فکر نمی کردم اینقدر خوب باشه!"
بایبل از این تعریف خجالت کشید:"باورم نمیشه بالاخره مال من شدی!"
قلب بیو از شنیدن چنین جمله ی قشنگی لرزید:"اینقدر برات مهم بود؟!"
بایبل دست دیگر بیو را که روی ملافه مانده بود گرفت و به لبهایش رساند.چه انگشتان لطیفی داشت.دوست داشت به تک تکشان بوسه بزند:"خودتم میدونی من هیچی برای خودم نداشتم، نه حتی ذره ای امید و شادی و حالا...تو...واقعاً با همه وجودت شدی تمام زندگی من"
YOU ARE READING
Fight4u
Fanfictionداستان عشق آتشین میان بوکسوری که زندگیش متعلق بخودش نیست و جز مبارزه چاره ای ندارد با بیگانه ای غریب و زیبا که مهمان خانه و دلش میشود... زوج ها :بایبل بیلد - مایل آپو ژانر:رمانتیک - اسمات - اکشن
