12

218 54 2
                                    

بدون اینکه منتظر جواب تهیونگ بمونه با اتاقش رفت تا هم به امگای هلویی سر بزنه هم خودش کمی استراحت کنه .

به ارامی در اتاق رو باز کرد .به امگا نگاه کرد.جیمین به لطف ارامبخشی که جین بهش تزریق کرده بود تو خواب عمیقی فرو رفته بود .

به سمت تخت رفت تا دست اسیب دیده امگا رو که تو خواب وضعیت خوبی نداشت،درست کنه .بالشتی رو کنارش گذاشت و با احتیاط دستش رو روی بالش قرار داد .پتو رو روی بدنش مرتب کرد و ازش فاصله گرفت.

با اینکه تختش دو نفره بود اما دلش نمیخواست با خوابیدن کنار امگا،باعث ترسش بشه ،پس تصمیم گرفت چند شبی رو روی مبلی که گوشه اتاق بود بخوابه.

اینقدر تو این دو روز اتفاقات مختلف افتاده بود و از خودش و بقیه عصبانی بود که حسابی خسته شده بود  و خیلی زود به خواب رفت .

در همون حین طبقه پایین بقیه ساکنین خونه ،هنوز تو شوک برخورد جونگ کوک با برادرش بودن .

÷باورم نمیشه کوک بخاطر یه امگا اینطور تو روی من ایستاده باشه .

نامجون که متوجه دلخوری شدید تهیونگ از کوک شده بود ،دو به شک شد که درسته راجب موضوعی که از چند ساعت قبل ذهنش رو درگیر کرده صحبت کنه  یا نه.

جین بالاخره سکوت رو شکست .

٪ازش ناراحت نشو ،ته .اون عذاب وجدان داره که چرا اونشب به جیمین کمک نکرد.هممون مقصریم اما جونگ کوک بیشتر از همه احساس گناه میکنه .

÷هر چقدر هم که ناراحت باشه ،باز هم جونگ کوک ادمی نیست که بخاطر یه امگای نر با بقیه دعوا کنه .هممون این رو خوب میدونیم که بخاطر پدرمون و امگای من کوک چقدراز امگاهای نر بدش میاد .

نامجون بالاخره تردید رو کنار گذاشت و حرفش رو زد .

/من فکر میکنم بدونم چرا جیمین برای کوک یه استثنایه .

÷منظورت چی هیونگ؟

/وقتی تو نبودی ،جیمین اولش فکر میکرد دوباره گیر اون خلافکارها افتاده .برای همین خیلی بیقراری میکرد.اینقدر به خودش فشار اورد که چند تا از بخیه هاش پاره شدن و شروع به خونریزی کرد .

÷خوب؟این چه ربط به کوک داره ؟

نامجون رو کرد به بقیه .

/یادتون هست گرگ جونگ کوک یهویی روی جونگ کوک تسلط کرد و سعی کرد با رایحه اش ارامش کنه ؟

*درسته .منم خیلی از این بابت تعجب کردم .هیچ وقت ندیده بودم گرگ کوک به جز جشن هر ساله ،تسلط کوک رو بگیره .

/اگر درست یادم باشه ،شنیده بودم الفاها فقط برای اعضای خانواده شون اینکار رو میکنن.

÷جیمین که خانواده ی جونگ کوک نیست .پس چرا گرگش چنین کاری کرده ؟

my dandelion(kokmin)Where stories live. Discover now