25

605 87 13
                                        


سلام عزیزای دلم.
این پارت مشکل داشت که الان اصلاح شد.تا بخونیدش پارتوبعدی تقدیمتون میشه😘

+جیمین .....عزیز دلم .....بیدار نمیشه ؟میخوایم بری خونه .........

جونگ کوک همونطور که موهای ابریشمی امگا رو نوازش میکرد با حوصله و ارامش خاصی توی صداش سعی میکرد تا امگا رو از خواب عمیقی که توش فرو رفته بود بیدار کنه .
جیمین به سختی بین پلکهای به شدت سنگینش فاصله انداخت که با یه لبخند بزرگ و دندانهای خرگوشی روبرو شد .
امگا خنده ای کرد و بعد از بسته چشماش سرش رو توی گردن الفا ،جایی که منشا اون بوی فوق العاده جنگلی بود فرو برد  که باعث خنده ی الفا شد .

+مثل اینکه پاپا هلویی هنوز دلش میخواد بخوابه !ولی باید بیدار شی واقعا .دکتر مرخصت کرده .
-هوم......خوابم میاد ......خیلی خیلی خوابم میاد .

کوک لبخند عمیق تری زد و بوسه ای میون موهای نقره ی ابریشمی امگا کاشت .
+وقتی رسیدیم خونه میتونی هر چقدر که دوست داری بخوابی.
-پس همین طوری ببرم خونه .چشمام از هم باز نمیشن .
+واقعا ؟چرا؟وایسا ببینم .

جونگ کوک گفت و صورت امگا رو از گردنش فاصله داد و با دستان بزرگ و مردانه اش قاب گرفت.
با لبهایی که بخاطر تمرکزش غنچه شده بود ،مشغول چک کردن چشمان بسته امگا هلویی شد .
بعد از دقایقی با خوشحالی لب زد :
+اها فهمیدم مشکلش چیه !الان درستش میکنم .
الفا گفت و بلا فاصله امگا گرمی چیز نرمی رو پشت پلکهاش احساس کرده که حدس اینکه چی بود اصلا براش سخت نبود .
همین هم باعث سرخ شدن گونه های امگا شد.
الفا بعد از اینکه حسابی از بوسیدن پلکهای بسته امگا سیر شد به ارامی ازش فاصله گرفت و پیشونی هاشون رو بهم چسبوند .
+فکر کنم حالا بتونیم بریم خونه عزیز دلم .
-هووووومممممم.
کوک در حالی که پوزخندی میزد بدون تغییر دادن وضعیتشون به حرف زدن ادامه داد .
+باید بریم خونه جوجه هلویی.
- هووووومممممم.
+باید بریم و خونه و یه دوش حسابی بگیریم .
- هووووومممممم.
+باید یه غذای درست و حسابی هم بخوریم .
- هووووومممممم.
+بعدش بریم هر چقدر که دلمون خواست میخوابیم .
- هووووومممممم.
+بعدش هم باید بهم کمک کنی تا زودتر سفارش اون شرکت لعنتی رو تموم کنم .
- هووووومممممم.
+بعد از تحویلش هم میتونیم بریم جیجو.
- هووووومممممم.
+بعدش هم که برگشتیم اتاق توتفرنگی کاراملی رو برای اومدنش اماده میکینم .
- هووووومممممم.
+قرار از این به بعد جوابم فقط هوم باشه ؟
- هووووومممممم.
+پس اگر ازت بپرسم که اجازه دارم ببوسمت باز هم جوابم هومه ؟

جیمین به سرعت چشمانش رو باز کرد و به صورت خندون و چشمان شیطون الفا خیره شد.

+چی شد ؟چرا جواب ندادی؟

-ممممممنننننننننن.............
لبخند روی لبان الفا عمیق تر شد .سرش رو به پایین خم کرد و بوسه ای به سینه چپ امگا گذاشت .
+هیس......اینقدر تند نزن و امگای من رو اذیت نکن قلب کوچولو.اگر ارام تر بزنی منم قول میدم تا ابد مواظبت باشم تا کسی بهت اسیب نزنه و جرعت شکستنت رو نداشته باشه.

my dandelion(kokmin)Donde viven las historias. Descúbrelo ahora