Our Dialogue
Dialogue: Iva
Author: Naj
-به خاطر توسعه مجدد، هیچ دوربین امنیتی این اطراف نیست پس میتونی یه سرویس کوچولو بهم بدی...
-حرفت رو ادامه بده تا دهنت رو توسعه مجدد بدم آلفای پیر.
عصبانی از اتاقِ سرورهای شرکت بیرون رفت که منشی مخصوص رئیس رو دید.
-چیشده کیونگسو؟ چرا انقدر صورتت برافروخته شده؟
-چیزی نیست آقای بیون، فقط کمی خستم. اما یه چیزی؟
-چی؟
-این توسعهی دوربینها چقدر قراره طول بکشه؟ من بارها نامهنگاری کردم که اینکار و این وقفه مخصوصا برای اتاق سرورها خیلی خطرناکه.
-حق با توئه، داریم تمام تلاشمون رو میکنیم تا سریعتر اون اتاق رو تموم کنیم. اتفاقی که نیافتاده؟
-نه؛ ولی بهنظرم پیشگیری بهتر از هر درمانیه.
نفس عمیقی کشید و بیتوجه به چیزی که آقای بیون میخواست بگه بهسمت اتاق خودش رفت.
-من واقعا دیوونهام، چطور قبل از استخدام، نفهمیدم که اون اینجا کار میکنه؟
رایحهی آلفایی که روزی پیوند باهاش رو رد کرده بود، زودتر وارد اتاق شد. فوری خودش رو جمعوجور کرد و پشت سیستمش نشست.
-کیونگسو، سرورهای ۴ و ۵ رو چک کردم، اطلاعات اصلی مربوط به بازی Hidex بهنظرم دستکاری شده.
-چی؟ مطمئنی؟ چیزی از اختلال گزارش نشده بود.
-نه فکر میکنم کدهای اصلیش رو برداشتن.
-کسی نمیتونه از کدهامون استفاده کنه آقای کیم.
-درصورتی که همون کد رو استفاده کنه؛ اما اگه با همون کدها طراحی کلیش رو تغییر بده، بهسختی میشه تشخیصش داد.
کیونگسو اخمهاش رو توی هم کشید و دستی به موهاش برد.
-هنوزهم موقع گیجشدن، این عادت رو داری؟
-خواهش میکنم جونگین، ما توافق کردیم توی محیط کار حرفهای عمل کنیم. نمیفهمم این چندروزه چرا این رفتارها رو انجام میدی؟
-شاید چون میخوام امگام رو برگردونم؟
تکخندی عصبی کرد و سرش رو به نشانهی تاسف تکون داد.
-امگات زمانی برای تو بود که خیانت نکرده بودی.
با حرفی که از کیونگسو شنید متعجب سرش رو بالا آورد.
-منظورت از خیانت چیه؟ تا اونجایی که یادمه، اونی که توی اتاق بار، کنار همکلاسی آلفاش بیدار شد، تو بودی.
-اتاق بار؟ همکلاسی آلفا؟ داری از چی حرف میزنی؟
-میدونی؟ من همیشه اون فیلم رو توی گوشیم نگه داشتم تا اگه روزی دیدمت، تمام دردهایی که کشیدم رو فراموش نکنم.
-کدوم فیلم؟ امیدوارم بدونی درد رد شدن پیوند برای هردو طرف وحشتناکه. منهم نمیخوام هیچوقت اون روزها رو دوباره تجربه کنم و اینکه میدونی چی شد؟
علاوهبر اون دردهای وحشتناک، من باید با درد هیتهای نامنظمم هم کنار میومدم و حتی هنوزهم بعداز چندسال باید تحملشون کنم.
KAMU SEDANG MEMBACA
Kaisoo Oneshot
Cerita Pendekوانشات های کایسویی با ژانرهای مختلف تقدیم نگاهتون. با ووت و کامنت نویسنده رو حمایت کنید تا کارهای بیشتر بگیرین.
