{ گفتم تا ۱۸ تا ووت نخوره پابلیش نمیکنم ولی دیروز یکی اومد از اول بوک و خوند و خب انگیزه داد بهم. حتی میخواستم این قسمت اخر باشه ولی خب...}
-فلشبک-
دستاش و دور کمرش حلقه میکنه. بوی خوبی میده. اون همیشه بوی خوبی میده. بو کردنش خیلی قشنگه. همونطوری که بغل کردنش هست، همونطور که خودش هست. صدای نفساش پیچیده تو گوشش. سینش زیر سرش بالا پایین میشه. ضربان قلبشو حس میکنه.
«سوزی، بس کن.»
نمیخواد بس کنه. میخواد همیشه همینجوری بمونه. همیشه. همیشه. همیشه ممکنه خیلی طولانی نباشه. همیشه ممکنه به اندازهی چند ماه طول بکشه. همیشه ممکنه به اندازهی روزای گذشته و نگذشته نباشه.
دستاش و باز میکنه. بس میکنه.
«تمام این مدت میدونستم.»
لبخند میزنه. اون میدونسته؟
جیمین ادامه میده.« میدیدمت سوزی. میدیدمت که چجوری نگام میکردی، چجوری بوم میکردی. چجوری دستام و میگرفتی و بغلم میکردی. میدیدم تو چشات. حرف میزنن. با اینکه سعی میکنی چیزی نگی ولی صورتت بیشتر از لبات حرف میزنه. میخوای خوشحال و بدون درد به نظر برسی. ولی میتونم همهچیو بفهمم.»
دستای سوزی و گرفته و سمت بالکن میبرتش. میخواد لزریدنشو بندازه گردن سرمای بین گلا.
«تمام شبایی که میگفتی میخوای بمونی، تمام وقتایی که بیقرار بودی کنارم، همشو میفهمیدم. ولی متاسفم که کاری از دستم برنمیومد.»
سوزی اشکاشو پاک میکنه. ولی هنوز میخنده.
«منم میدونم جیمین.»
منتظر میمونن تا بغض سوزی بره پایین. گونههاش سیاه شدن. همهی اینا یادگاری میمونن رو قلبا. «منم میدونم دوستش داری. و متاسفم که همهی شیشههارو شکستم بینتون. متاسفم که گند زدم تو همش. باید از اول میفهمیدم. باید میفهمیدم که چقد دوسش داری. بابت همهی نخواستنات معذرت میخوام.»
حالا گلوی جیمین عم بغض داره.
دستای سوزی رو میگیره. سردن. ولی سوزی عاشق شبعه. بعد شیش ماه میدونهاینو. مدت زمان زیادی گذشته. از تمام شبایی که سپری کردن کنار هم. از تمام خاطرههایی که سوزی میخواست تو مغزش نگه داره خیلی گذشته. از وقتی سوزی به کوک گفت که جیمینو دوست داره خیلی گذشته. از وقتی دیگه کوک و ندیده خیلی گذشته. از وقتی سیگار کشیدنشو جلوی در ندیده خیلی میگذره.
YOU ARE READING
sea/(kookmin)
Romanceيه مرزايي تو زندگي هست ك ادم بايد ببينتشون تا بفهمه نفس كشيدن چ معنايي ميده، يه مرزايي هست ك باعث ميشه بوي قهوه بپيچه تو دماغت و تو حس كني كه به گيرنده هاي بوياييت ميرسه و بعد مغزت و پر ميكنه، يه مرزايي رم نبايد ببيني تا لباش همونقدر پف پفي بمونن و...
