(کامل شده)If I could change anything I'd go back in time and meet you earlier when I didn't know who am I
کاش میتونستم به عقب برگردم
کاش تو رو زودتر میدیدم.... اونجا که هنور خودمو نشناخته بودم ،
مگنس: هی..هرچیزی که اینجاست متعلق به تویه الکساندر.. حتی
( مگنس به خودش اشاره میکنه)
الک خجالت میکشه
مگنس دهنشو میبره سمت گوش الک
مگنس:فکر کنم اونام فهمیدن که اینجا حرف حرف کیه
الک به مگنس نگاه میکنه و میخنده
الک: شما..
مگنس با تعجب و علامت سوال ابروهاشو بالا میبره
الک: زیادی خوبید..
مگنس با صدای بلند میخنده مگنس: من خوب نیستم الک.. این تویی که وقتی کنارمه باعث میشه خوب دیده بشم..و گرنه بهت قول میدم اگه لحظه ای کنارم نباشی من میشم همون مگنس بین سرد و بی عاطفه سابق..
الک: شما نه سردید نه بی عاطفه
مگنس لبخند آرومی میزنه
مگنس: آمممم..خب...با اومدن تو همه چی فرق کرده
الک : همه شما رو دوستون دارن
مگنس: نمیشه فقط تو باشم؟.. وقتی میگی شما حس میکنم خیلی ازت دورم و قرار نیست هیچوقت بهت برسم