Jisoo POV
تو راه آدرسی بودیم که راننده فرستاده بود.. در آخر به عمارتی رسیدیم.
جنی_رزی اینجا زندگی میکنه؟
لیسا_معلومه که نه.. اینجا عمارت مادرشه.
جیسو_بمونین تو ماشین.. من میام.
از ماشین پیاده شدمو سمت نگهبانی که جلوی در عمارت بود رفتم.
نگهبان_با کی کار دارین خانم؟
جیسو_یک منو خانم صدا نزن.. با میس راحت ترم.
نگهبان_با کی کار دارین میس؟
جیسو_به اندازهی کافی خانم پارک رو میشناسی؟
نگهبان_بله.
جیسو_دخترشو چطور؟
نگهبان_یه زمانی بادیگارد شخصی دختر خانم پارک بودم.
جیسو_نظرت چیه یه معاملهای بکنیم که به سود تو باشه.
نگهبان_مثلا..؟
جیسو_خب.. من آدرس خونهی دختر خانم پارک رو میخوام و میتونم به عنوان پاداش بهت 100 هزار وون بدم.. چطوره؟
نگهبان_مثل رشوه؟
جیسو_تو فکر کن یه شیرینی خوب برای خبر خوب.هومممم؟
نگهبان_نمیخوام کسی از این موضوع خبر دار بشه.
جیسو_حتما... این یه راز بین منو توعه.
کاغذی در آورد و شروع کرد به نوشتن و بعد کاغذ رو بهم داد.
جیسو_بهت اطمینان کنم؟
نگهبان_شماره کارتمو نوشتم.
جیسو_یه درخواست دیگه هم دارم!
پوزخندی زدمو از نگهبان دور شدم..سوار ماشین شدم که لیسا و جنی بهم زل زدن.
لیسا_خب..؟
جیسو_راهمون طولانیه..
جنی_واووو...اونی واقعا آدرس رو گرفتی.
جیسو_من خرگوش لاک پشت کیم هستم.. قدرت من زیاده جندوکی.
لیسا_Let's Go Gangster ( بزن بریم گنگستر )
ماشینو روشن کردم و به سمت آدرس حرکت کردم.
بعد از دو ساعت به یه آپارتمان مشکی رنگ رسیدم. ماشین رو پارک کردمو پیاده شدیم و وارد آپارتمان شدیم.
نگهبان اومد جلو.
نگهبان_با کی کار دارین؟
جیسو_چقدر میخوای برای اینکه دهنت رو ببندی و دخالت نکنی و به کسی چیزی نگی؟
نگهبان_ببخشید فکر کنم اینجا یه مسئلهای پی...
جیسو_100 هزار وون چطوره؟
نگهبان_وقتتون رو نمیگیرم خانم ها.. مسئله بین زن هاست.
پوزخندی زدمو رفتیم سمت آسانسور و وارد شدیم.
لیسا_خب...اینجا چهار واحد داره.. کدومش برای چهیونگه؟
جنی_باید فکر کنیم.
جیسو_آره...باید فکر کنیم.
سعی کردم تمرکز کنم که اگه رزان بود کدوم طبقه زندگی میکرد که یه خاطره یادم اومد.
﴿ من عدد دو رو دوست دارم.. برام شانس میاره. ﴾
جیسو_خودشه.
دکمهی طبقهی دوم رو فشار دادم و آرزو کردم که حدسم درست باشه.
آسانسور ایستاد و ما خارج شدیم و جلوی در مشکی رنگ ایستادیم.
لیسا_مطمئنی؟
جیسو_بزار بگم شانسم رو امتحان کردم.
جنی_ما هم بیایم؟
جیسو_نه.. خودم حلش میکنم.
لیسا_بریم نینی.. نمیخوام صحنه هایی که بدآموزی داره رو ببینی.
جیسو_فقط گمشو لیسا.
با خنده از اونجا دور شدن و منم با استرس شدید زنگ رو زدم.
صداشو شنیدم.
رزی_بهت گفتم که به میس پارک بگو که من خوب...
حرفش نصفه موند درست وقتی که درو باز کرد و با من روبرو شد.
به داخل هلش دادم و وارد شدمو درو بستم.
رزی_ج...جیسو!
جیسو_Miss me darling ( دلت برام تنگ شده بود دارلینگ )
رزی_چجوری منو پیدا کردی؟
جیسو_فکر کنم درست منو نشناختی.. من کیم جیسوام.
پوزخندی زدمو بهش نگاه کردم.
جیسو_چرا گذاشتی رفتی؟
رزی_جیسو...سعی کن درکم کنی؟
جیسو_میتونستی با من حرف بزنی و من درکت میکردم.. اونوقت هر مشکلی داشتی با هم حل میکردیم.
رزی_برای من عادی نیست.
جیسو_حداقل داستان رو از زبون خودت میفهمیدم نه یکی دیگه.
رزی_ت..تو میدونی؟
جیسو_معلومه که میدونم.
رزی_جیسو... فقط نیاز دارم که فکر کنم. خواهش میکنم تنهام بزار.
جیسو_چرا فقط نموندی رزان؟
با غم بهش زل زدم که متوجه شدم اونم ناراحته.. میشد از چشماش فهمید.
رزی_ببخشید چو... فقط تنهام بزار.
جیسو_اینو بدون... تنها کسی که میتونه تو رو داشته باشه منم.. منتظرم باش!
بدون اینکه منتظر جوابش باشم از خونه خارج شدمو سمت آسانسور رفتم.
از آپارتمان خارج شدمو سوار ماشین شدم.
لیسا_خب...؟
جیسو_خب چی؟
جنی_چیشد؟
جیسو_مثل اینکه قراره زودتر عمل کنم.. شما ریلکس کنید و مرغ بخورید بچه ها.. اونی حلش میکنه.
پوزخندی زدمو سمت پنت هاوس حرکت کردم.
تنها چیزی که تو ذهنم پلی میشد این بود
*تو هم قاطی مرغا میشی کیم جیسو*
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
های بیبی هام.. پارت جدید🤌🏻
داستان جاذاب تر میشه.. شماهم ووت بدین:))
شب پارت بعدی رو میزارم^^
ESTÁS LEYENDO
My hope
Fanfiction~وضعیت:°پایان یافته°~ چجوری شد که اومدی تو زندگیم...زندگی سیاه و بی رنگ من با ورود تو رنگارنگ شد...خوب موقعی وارد زندگیم شدی! آخر داستان ما چی میشه؟خوب تموم میشه...ما به هم میرسیم؟! 🔞این فیک دارای صحنه های زیادی است🔞 Lis_top jisoo_top Cupels :...
