(عررر جیسوشییییی مری مییییی. چرا این همه هات و جذاب و خوشگلیییی)
Chipchu: chipmunk & chu
(لقب های جیسو و چهیونگ)
3POV
رزی_ج..جیچو...
حرف رزان نفسه موند و مشغول بوسیدن لبهای جیسو شد.
هردو با ولع همدیگرو میبوسیدن و مشغول لمس کردن همدیگه بودن.
جیسو از لبای رزان جدا شد، خط فکش رو لیسید و تا گردنش ادامه داد.
رزان نالهای از میان لب هاش خارج شد و به جیسو انرژی داد.
جیسو بوسه های خیسی روی گردن رزان گذاشت و تا لالهی گوشش بوسه هاش رو ادامه داد.
لالهی گوش رزان رو بین لبهاش گرفت و مکید و نالهی رزان روهدیه گرفت.
رزی_ف..فقط سریع تر کارتو انجام ب...آههههه!
جیسو دوتا انگشتش رو وارد پوسی رزان کرد و رزان از روی هیجان و شوک آهی کشید.
جیسو سریع انگشت هاش رو حرکت میداد و رزان نالههاش رو کنار گوش جیسو رها میکرد و وحشی ترش میکرد.
جیسو_بهم بگو... دوسش داری؟
رزی_آه.. ددی خیلی خوبه... آههه!
جیسو انگشت سوم رو هم اضافه کرد و رزان بعد از چند ضربه به اولین ارگاسمش برای امشب رسید!
رزان آه کشداری رو کنار گوش جیسو رها کرد که جیسو بیشتر هورنی شد.
رزان، با صدای جذابش یه نالهی خیلی زیبا رو به جیسو هدیه داده بود؛ جیسو بدون معطلی دیکش رو وارد پوسی رزان کرد.
سریع و محکم ضربه میزد.. رزان بخاطر لذت زیادی که داشت سرش رو به عقب برد و ناله کرد.
جیسو_اون ناله های زیبا رو کنار گوش من رها کن.
جیسو با صدای بمش گفت.
رزان دوباره سرشو روی شونهی جیسو گذاشت و ناله هاش رو کنار گوشش رها کرد.
جیسو باسن رزان رو نگه داشت و بالا پایینش میکرد و لذت بیشتری رو به رزان تزریق میکرد؛ اسپنکی به باسنش زد و مطمئن شد که بعدا جاش قرمز میشه.
رزی_آه.. تمومش نکن ددی.. من دارم م..میام آههه.
جیسو کنار گوش رزان زمزمه کرد
جیسو_دوسش داری؟اینجوری که به فاکت میدم رو دوست داری؟
رزان نالهی بلندی رو رها کرد و موهای جیسو رو تو دستاش گرفت.
رزی_دوسش دارم.. عاشقشم..
جیسو پوزخندی زد و ضربه هاش رو تندتر کرد، پس از چند ضربه رزان به دومین ارگاسم امشبش رسید.
جیسو هم بعد از رزان اومد و کام هردوشون توی وان ریخت.
جیسو همونطور که نفس نفس میزد ناله های کوتاهی میکرد.
رزی_دیگه...دیگه نمیتونم.
جیسو_هنوز تموم نشده!
جیسو دوباره دیکش رو وارد پوسی رزان کرد و تند ضربه زد.
2:00 بامداد | وان حموم | 3POV
جیسو_آههه...فاااک رزان.
رزی_آهه.. تندتر آهههههه!
رزان به ارگاسم دهم خودش رسید و دیگه پوسیش رو احساس نمیکرد.
جیسو هم با نالهای بلند به نهمین ارگاسمش رسید و پهلو های رزان رو محکم نگهداشت.
رزان سرشو روی شونه جیسو گذاشت و نفس نفس میزد.
رزی_دیگه نمیتونم.
جیسو_منم...منم دیگه نمیتونم.
رزان لب هاشو روی لب های جیسو گذاشت و عمیق بوسید.
موهای جیسو رو نوازش میکرد، با عشق لب هاش رو میبوسید.
ازش جدا شد و پیشونیش رو روی پیشونی جیسو گذاشت.
جیسو_خیلی دوست دارم.
رزی_منم خیلی دوست دارم.
جیسو_یه سوال دارم.. چرا سه تا اسم داری؟
رزان خندید و دستاشو دور گردن جیسو حلقه کرد.
رزی_اسم اصلی من چهیونگه.. پارک چهیونگ. وقتی که بچه بودم رفتیم استرالیا و اونجا اسم من شد رزان پارک ولی من دوسش نداشتم و آخرش اسمم شد رزی.
جیسو_یعنی تو اسم رزان رو دوست نداری؟ دیگه صدات نزنم؟
رزی_الان عاشقشم.. چون که اون اسم با صدای تو قشنگ تر میشه.
جیسو لبخندی زد و بوسهای روی پیشونی رزانش گذاشت.
رزی_میشه بخوابیم؟
جیسو_آره.. ولی اول باید دوش بگیریم.
رزی_اوهوم.
رزان و جیسو خودشون رو شستن و بعد از اینکه لباس پوشیدن به سمت تخت رفتن.
روی تخت دراز کشیدن و جیسو رزان رو بغل کرد و موهاش رو بوسید.
رزی_دوست دارم.
جیسو_من عاشقتم.
و بعد از چند دقیقه به خواب رفتن.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
های بیبی هام.. پارت جدید🚬
میدونم که قرار بود دیروز آپ کنم ولی واقعا حالم خوب نیست ولی سعی کردم که زودتر کامل کنم:)
بهتون قول میدم فردا یه پارت خیلی طولانی رو آپ کنم💙
YOU ARE READING
My hope
Fanfiction~وضعیت:°پایان یافته°~ چجوری شد که اومدی تو زندگیم...زندگی سیاه و بی رنگ من با ورود تو رنگارنگ شد...خوب موقعی وارد زندگیم شدی! آخر داستان ما چی میشه؟خوب تموم میشه...ما به هم میرسیم؟! 🔞این فیک دارای صحنه های زیادی است🔞 Lis_top jisoo_top Cupels :...
