Rose POV
توی راه کلا سکوت بود...برعکس قیافه و استایل عالیش اخلاق گهی داره:/ احساس میکنم که قراره بیشتر باهمدیگه روبرو بشیم؟عجیبه...
جیسو_رسیدیم.
با صدای قشن...ای باباااا. با صدای جیسو افکارم تموم شد و به سمت پاساژ رفتیم.
رزی_بیا اون لباس رو میخوام.
جیسو_بله بانو.
چرا قلبم داره تند میزنه؟بگذریم.
رفتیم و وارد مغازه شدیم و یه خانمی اومد سمتمون.
فروشنده_سلام میس کیم.
جیسو_سلام.
وایسا. این چرا صداشو نازک کرد:/خاک تو سرت زن هول.
رزی_من اون لباس رو میخواستم.
به من نگاه کرد.
فروشنده_اون از قبل خریده شده.
رزی_پس چرا خریدار نیومده ببره؟
فروشنده_اون به شما مربوط نیست...بخواین هم پولتون نمیرسه پس مغازه رو ترک کنید.
جیسو_اول برو لباس رو بیار دو برابر قیمت میخرمش دوم یکبار دیگه با دوست دخترم اینجوری حرف بزنی حقوقت رو میدم و میندازمت بیرون.
زن هول ترسید و رفت لباس رو آورد.
رزی_چرا گفتی دوست دخترتم؟
جیسو_به خودم مربوطه.
رزی_چه جالب...منو قاطی میکنی بعد میگی به خودم مربوطه.
جیسو_برای اینکه نمیخواستم به کسی توهین بشه.
رزی_به اون توهین شد.
جیسو_اون مهم نیست.
رزی_پس من مهمم؟
جیسو_خودت جوابو داری.
فروشنده_بفرمایین برین اون اتاق و پروف کنید.
رفتم اتاقی که گفت و لباس رو پوشیدم.چقدر خفنه.
¡Ay! Esta imagen no sigue nuestras pautas de contenido. Para continuar la publicación, intente quitarla o subir otra.
خیلی قشنگ شدم...ماچ به خودم جیسو قربونم بره.
چقدر گیر دادم به این بیچاره:/
از اتاق خارج شدم و سمت جیسو رفتم.
رزی_خوب شدم؟
جیسو بهم زل زد و بعد از چند لحظه گفت
جیسو_اوهوم.
رزی_خودم میدونم.
گفتم و اولین نفر از مغازه خارج شدم و جیسو چند لحظه بعد اومد.
رزی_بریم.
جیسو_وایسا...بوسم کن.
با تعجب نگاهش کردم.
جیسو_زوددد...وضعیت قرمزه.
رزی_خیلی هو...
نشد بگم...اون منو بوسید!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
های بیبی هام...پارت جدید😎
میخوام خیلی فان و غمگین کنم این فیک رو🤌🏻
نظرتون رو بگید بیبی هام🥺
ESTÁS LEYENDO
My hope
Fanfiction~وضعیت:°پایان یافته°~ چجوری شد که اومدی تو زندگیم...زندگی سیاه و بی رنگ من با ورود تو رنگارنگ شد...خوب موقعی وارد زندگیم شدی! آخر داستان ما چی میشه؟خوب تموم میشه...ما به هم میرسیم؟! 🔞این فیک دارای صحنه های زیادی است🔞 Lis_top jisoo_top Cupels :...
