🥭27.Scary love

4.2K 701 390
                                        

☜︎عشقِ ترسناک☞︎

☜︎عشقِ ترسناک☞︎

Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.

♥︎♥︎♥︎

*آهنگ این پارت توی چنل قرار گرفته. سعی کنید با آهنگی که گذاشتم بخونیدش تا لذت بیشتری ببرید:)*

♥︎♥︎♥︎

-«الهه ی ماه تهیونگ تو داری گریه میکنی؟!»

با شنیدن صدای جونگکوک که نگرانی پسر رو به وضوح بازتاب میکرد، از جهان افکارش بیرون کشیده شد و با دیدن مردمک های دو رنگ شده ی آلفا، بزاقش رو قورت داد. دستی به صورتش کشید و با احساس خیس شدن انگشتهاش، چند باری پلک زد. حتی متوجه نشده بود که داشت گریه میکرد.

-«ته؟ تهیونگ عزیزم چی شده؟ تو... حالت خوبه؟ مـ..من نمیخواستم ناراحتت کنم فقط میخواستم بگم که تو فوق العاده ای و دوست دارم اون کوچولو هم مثل تو فوق العاده باشه.»

جونگکوک توضیح داد و تهیونگ میتونست صدای نفسهای سریع اون پسر رو بشنوه.

آلفای جوان طوری نفس نفس میزد که انگار اکسیژنی برای تنفس وجود نداشت و قلب تهیونگ سریع تر از قبل تپید. جونگکوک اونقدر نگرانش شده بود که به نفس نفس زدن افتاده بود؟

لبهاش رو با زبانش خیس کرد و با چشمهایی که حالا به خاطر اشکهاش می درخشیدن، به عنبیه های قرمز و قهوه ای شده ی پسر بزرگتر نگاه کرد:

-«ا..اینطور نیست جونگکوک؛ من ناراحت نشدم.»

-«پس... پس موضوع چیه؟ من... بیش از حدی که باید پیش رفتم؟ د..درد داری؟»

با قرار گرفتن دست نوازشگر جونگکوک بر روی کمرش، امگا لبخندی زد و سرش رو دوباره در سینه ی پسر بزرگتر پنهان کرد. عطر جونگکوک غلیظ شده بود و این به خوبی نگرانی اون پسر رو نشون میداد و باعث میشد که تهیونگ پیچش خوشایندی رو در شکمش احساس بکنه.

بینیش رو روی سینه ی برهنه ی جونگکوک کشید و زمزمه کرد:

-«من خوبم جونگکوک؛ تو خیلی خوب مراقبم بودی.»

𝐊𝐨𝐦𝐨𝐫𝐞𝐛𝐢 [𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕]Stories to obsess over. Discover now