🥭01.The troublesome omega

10.4K 1.2K 349
                                        

🥭امگای دردسر ساز 🥭

🥭امگای دردسر ساز 🥭

Ups! Gambar ini tidak mengikuti Pedoman Konten kami. Untuk melanjutkan publikasi, hapuslah gambar ini atau unggah gambar lain.

∘₊✧──────✧₊∘

-«تاواگوتو* باورم نمی‌شه که توی چنین روز مهمی به‌خاطر توی احمق دیر کردم!»

بتا با کلافگی گفت و باعث شد تا آلفایی که درحال رانندگی‌کردن بود، اعتراض بکنه:

-«هیونگ من که بهت گفتم متاسفم! باورکن اگه همسایه‌ی همیشه مستم معدش رو روی لباس‌هام خالی نمی‌کرد، این‌جوری نمی‌شد.»

با تصور اتفاقی که آلفا درموردش صحبت می‌کرد، بینیش رو چین داد و نگاه اجمالی‌ای به پسر کنارش کرد:

-«چندبار بهت گفتم که یه آپارتمان بهتر اجاره کن؟ اون آشغال‌دونی دیگه جای زندگی کردن نیست!»

آلفا درحالیکه از سرعتش کم میکرد تا پشت چراغ قرمز توقف کنه آهی کشید:

-«باید یکم بیشتر پول جمع کنم. نمی‌خوام به جایی برسم که مجبور بشم حتی برای وعده‌های غذاییم هم از پدر و مادرم کمک بگیرم.»

وقتیکه ماشین پشت چراغ‌قرمز توقف کرد، بتا نگاهی به زمان‌سنج چراغ انداخت و بعد رو به آلفا کرد و دل‌سوزانه گفت:

-«نیازی نیست که از اون‌ها کمک بگیری؛ تا وقتی که من هستم نیازی به این کار نداری جونگ‌کوک. فقط یه آپارتمان بهتر پیداکن و بعد با همدیگه همه چیز رو درست می‌کنیم باشه؟ فقط کافیه که اجازه بدی تا بهت کمک کنم و بعد همه‌چیز بهتر می‌شه.»

جونگ‌کوک دستی توی موهاش برد و لبخند ملیحی به‌خاطر حرف پسر زد:

-«من می‌دونم که تو چقدر برای جمع‌کردن اون پول زحمت کشیدی هیونگ. به علاوه، تو حالا دیگه تنها نیستی. مسئولیت جفتت هم با توئه. می‌دونم که دوست داری کمکم کنی اما من مشکلی ندارم هیونگ؛ باور کن.»

یونگی آهی به‌خاطر لجبازی دوست چندین و چند سالش کشید و سعی کرد تا حرفی نزنه که باعث ناراحتی اون بشه. جونگ‌کوک وضعیت مالی خوبی نداشت و اون این رو به‌خوبی می‌دونست.
اون پسر شبانه‌روز کار می‌کرد و به‌خاطر کارهای پاره‌وقتش به‌زور وقت پیدا می‌کرد تا در کلاس‌های ترم آخر دانشگاهش شرکت بکنه.

𝐊𝐨𝐦𝐨𝐫𝐞𝐛𝐢 [𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕]Cerita yang bikin terobses. Temukan sekarang