🥭19.There are no limits

5.1K 819 294
                                        

🥭هیچ محدودیتی وجود نداره🥭

🥭هیچ محدودیتی وجود نداره🥭

Ups! Gambar ini tidak mengikuti Pedoman Konten kami. Untuk melanjutkan publikasi, hapuslah gambar ini atau unggah gambar lain.

∘₊✧──────✧₊∘

وقتیکه آسانسور متوقف شد و درهای فلزی اون از همدیگه فاصله گرفتن، جونگکوک امگا رو به دنبال خودش کشید و به سمت راهرویی که اتاقهاشون در اون قرار داشتن، حرکت کرد.

تهیونگ بدون اینکه چیزی بگه، پا به پای آلفای جوان حرکت میکرد و گهگاهی هم نگاهش رو به دستهاشون میداد. جونگکوک انگشتهاش رو بین انگشتهای خودش جای داده بود و گاهی با انگشت شستش، روی دستش رو نوازش میکرد.

وقتیکه به اتاقهاشون رسیدن، آلفای جوان نگاهش رو به چهره ی تهیونگ داد و بعد سعی کرد تا سکوت بینشون رو بشکنه اما اینکار سخت تر از اون چیزی بود که فکرش رو میکرد پس لبهاش رو به داخل دهانش کشید و فقط زمزمه کرد:

-«فردا... فردا میبینمت.»

تهیونگ طوری که انگار خیلی هم مایل به جدایی نبود، سری تکون داد و لبهاش با لبخند نه چندان طبیعی ای انحنا پیدا کردن. جونگکوک هنوز هم دستش رو نگه داشته بود و تهیونگ از اعماق وجودش دوست داشت که کمی بیشتر با پسر بزرگتر وقت بگذرونه.

بعد از چندین روز، بالاخره تونسته بود در حضور جونگکوک راحت باشه و حتی در چند ساعت اخیر، چیزهایی رو تجربه کرده بود که زمانیکه دوستهای خیلی نزدیکی شده بودن هم نتونسته بود تجربشون بکنه و امگا واقعا دوست نداشت که به این زودی به اتاقش برگرده.

وضعیت جونگکوک هم بهتر از تهیونگ نبود. آلفای جوان بالاخره تونسته بود احساساتش رو به پسر کوچکتر اعتراف کنه و حالا احساس میکرد که دوست داره زمان بیشتری رو با تهیونگ بگذرونه اما ساعت از ده شب گذشته بود و‌ هوا سرد بود و اونها ناچاراً مجبور شده بودن به هتل برگردن.

تهیونگ با حالت عجیبی گلوش رو صاف کرد و دستش رو از دست جونگکوک بیرون کشید:

-«میبینمت؛ شب بخیر.»

جونگکوک بزاقش رو قورت داد و نفسش رو حبس کرد. نباید اجازه میداد رابطه ی تازه شکل گرفتشون مثل قبل سرد بشه. انگار که باز هم دیواری بینشون قد علَم کرده بود و مانع از نزدیکیشون میشد و جونگکوک نمیخواست همه چیز دوباره خراب بشه پس هول شده مچ دست چپ امگا رو گرفت و وقتیکه تهیونگ نگاه متعجبش رو بهش داد، سرش رو جلو برد و گونه ی پسر رو سطحی بوسید.

𝐊𝐨𝐦𝐨𝐫𝐞𝐛𝐢 [𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕]Cerita yang bikin terobses. Temukan sekarang