🥭28.Cuddles and sweet kisses

4.4K 643 157
                                        

☜︎در آغوش کشیدن ها و بوسه های شیرین☞︎

☜︎در آغوش کشیدن ها و بوسه های شیرین☞︎

Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.

♥︎♥︎♥︎

اخمی توی خواب به خاطر صدایی که چند دقیقه ای میشد که داشت آزارش می داد، کرد و سرش رو بیشتر از قبل توی گردن پسری که در آغوشش بود، پنهان کرد.

تمام مدت ترکیب شیرین انبه و گل رز رو وارد ریه هاش میکرد و چقدر خوابیدن درحالیکه عطر مورد علاقش مثل ابری اطرافش رو فراگرفته بود، لذت بخش بود.

با شنیدن دوباره ی صدای در، نفسش رو با کلافگی بیرون داد و از میان پلکهای پف کردش، به چهره ی غرق در خواب امگای مقابلش نگاه کرد. لبخندی به خاطر زیبایی قلبِ شیرینش زد و اینبار کاملا چشمهاش رو باز کرد.

درِ اتاق دوباره به صدا در اومد و جونگکوک آهی کشید. سرِ تهیونگ بر روی بازوش قرار گرفته بود و به نظر میرسید که امگا عمیق خوابیده بود.

لبهای پسر کوچکتر با فشاری که بازوی جونگکوک به گونش وارد میکرد، کمی جلو اومده بودن و جونگکوک با دیدن اونها به این فکر کرد که تهیونگ توی خواب هم بوسیدنی به نظر میرسه.

با احتیاط، بازوش رو از زیر سر امگا بیرون کشید و تهیونگ بلافاصله توی خواب غرغری کرد و با نزدیکتر کردن خودش به بدن جونگکوک، بینیش ر‌و توی سینه ی اون پنهان کرد و نفسهاش به وضوح عمیق تر شدن.

جونگکوک لبخندی به خاطر شیرینی امگای مورد علاقش زد و بعد از اینکه بالشت خودش رو به تهیونگ نزدیک تر کرد تا اون پسر بتونه عطرش رو احساس بکنه، به آرومی از روی تخت بلند شد.

بدنش تماماً برهنه بود و میتونست به خوبی بوی عرق و کام رو حس بکنه اما بی توجه به این موضوع، از توی چمدانش لباس زیر تمیزی برداشت و بعد از اینکه اون رو پوشید، به سمت در رفت و اون رو باز کرد.

با دیدن جیمین و یونگی ای که با چمدانهاشون بیرون اتاق ایستاده بودن، ابروهاش از روی تعجب بالا پریدن و وقتیکه نگاه اون دو بتا رو بر روی بدنش دید، بزاقش رو قورت داد.

𝐊𝐨𝐦𝐨𝐫𝐞𝐛𝐢 [𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕]Stories to obsess over. Discover now