🥭25.Do you like it?

4.4K 682 173
                                        

☜︎دوستش داری؟☞︎

☜︎دوستش داری؟☞︎

¡Ay! Esta imagen no sigue nuestras pautas de contenido. Para continuar la publicación, intente quitarla o subir otra.

♥︎♥︎♥︎

*آهنگ این پارت در چنل قرار گرفته شده*

تهیونگ فشاری به شانه های جونگکوک وارد کرد و بدنش رو به سمت خودش کشید. بدون توجه به قطرات عرقی که به خاطر درد صورت و چتری های آلفا رو خیس کرده بودن، لبهاش رو بر روی لبهای جونگکوک گذاشت و بوسه ی آرومی رو شروع کرد.

جونگکوک درحالیکه به امگا اجازه میداد تا اونطور که میخواد بوسه رو پیش ببره، فشاری با عضوش به ورودی پسر وارد کرد و به آرومی واردش شد. وقتیکه تهیونگ سرعت و شدت بوسه رو بیشتر کرد تا حواس خودش رو از دردی که احساس میکرد پرت بکنه، جونگکوک متوقف شد و با حوصله پسر کوچکتر رو در بوسه همراهی کرد.

بعد از چند ثانیه، تهیونگ بوسه رو شکست و بدون اینکه لبهاش رو از لبهای جونگکوک فاصله بده -درحالیکه نفس نفس میزد و لبهاش روی لبهای پسر بزرگتر کشیده میشدن- زمزمه کرد:

-«حرکت کن.»

با این حرف تهیونگ، جونگکوک ضربه های آرومش رو شروع کرد و تهیونگ سرش رو روی تشک فشرد و درحالیکه نفس نفس میزد، چشمهاش رو بست.

جونگکوک بدون اینکه نگاهش رو از چهره ی پسر کوچکتر بگیره، به ضربه هاش سرعت داد. گرمای بدن تهیونگ و حس خوبی که عضوش رو در بر گرفته بود، باعث میشد که نتونه جلوی ناله های مردانش رو بگیره و صدای ناله های آرومش در اتاق شنیده میشد.

بزاقش رو قورت داد و درحالیکه با سرعت متوسطی درون بدن پسر کوچکتر ضربه میزد، با زمزمه ی آرومی نفس گرمش رو روی لبهای تهیونگ خالی کرد:

-«به من نگاه کن ته؛ بذار چشمهات رو ببینم.»

با فاصله گرفتن پلکهای تهیونگ از همدیگه، لبخندی زد و سرعت ضربه هاش رو بیشتر کرد. تهیونگ اینبار لبهاش رو به داخل دهانش کشید و ناخودآگاه ناخنهاش رو روی پوست کمر پسر بزرگتر کشید. با هر ضربه ی جونگکوک، حس خوشایندی بدنش رو فرا میگرفت و بدن جونگکوک روی عضوش کشیده میشد و احساس فوق العاده ای بهش میداد.

𝐊𝐨𝐦𝐨𝐫𝐞𝐛𝐢 [𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕]Historias para obsesionarse. Descúbrelo ahora