A New Trouble By Kim V

15.1K 1.2K 119
                                        

P.O.V:تهیونگ
با صدای زنگ از جام پریدم

استاد-آقای کیم هنوز زوده تشریف داشته باشته

تهیونگ- دیگه استاد باید زحمتو کم کنیم 

همه دهن باز بهم نگاه میکردن نامجونم هی با دستش گوشه لباسمو می کشید

استاد-پس اجازه بده با کم کردن یه نمره ازت
زحمتتو کم کنم
تهیونگ-هرجوری راحتید استاد فقط یه نکته معمولا استادا زحمتو کم میکنن

نامجون بلند شد و گفت

نامجون- بی ادبیه دوستمو ببخشید استاد

نامجون چجوری جلوی این دولا راست میشه اخه تو بگو من چرا باید از این پیرمرد خرفت معذرت خواهی کنم

تهیونگ-نامجون تو چرا معذرت خواهی میکنی اونی که باید معذرت خواهی کنه اینجا رو به رومون وایساده و خودشو استاد جا زده

استاد-یه نمره دیگه به خاطر بی ادبیت 

تهیونگ-به جهنم اصلا صفر بدید این عقده ای بودنتونو نشون میده 

خونسرد تر از همیشه از کلاس زدیم بیرون همین که پامو گذاشتم تو حیاط زدم زیر خنده

نامجون-مرض این چه کاری بود 

تهیونگ-بیخیال نامجون تو بدتر از اینارو خودت انجام میدی

نامجون-اره تهیونگ ولی بدجور از کوره در رفته بود داری با دم شی..

ناظم-یا کیم تهیونگ شنیدم بی تربیتی کردی

ای خدا اینو واسه چی فرستادی سر راه من

تهیونگ-معذرت میخوام ولی من...

ناظم-بهونه تراشی معنایی نداره بی ادبی به معلم کار بدیه 

تهیونگ-ببخشید ولی من بچه مهدکودکی نیستم که بهم بگید چه کاری خوبه و چه کاری بده

ناظم-دیگه خیلی زبون دراز شدی زبونتو با قیچی میبرم کیم تهیونگ

منو کشید تو راهرو و به سمت اتاق مدیر هدایتم کرد

ناظم-اوردمش جناب مدیر البته بد دهنیش به منم رسید

استاد با یه پوزخند کنار مردچاقی که بهش میگفتن مدیر مدرسه نشسته بود چشمش به نامجون که پشتم وایساده بود خورد اما چیزی نگفت تا اینکه زنگو زدن

استاد-کیم نامجون  سر کلاست

نامجون-اما من که ازتون عذر...

با داد گفت

استاد-گفتم بیرون

نامجون بدون هیچ حرفی رفت بیرون و استاد درو محکم پشت سرش بست

مدیر-کیم تهیونگ درسته؟میخوام خیلی صمیمی با هم حرف بزنیم نمراتت خوبه و این نشونه از نخبه بودن تو داره

همینه ولی حیف که قدر نمیدونید زیر لب ازش تشکر کردم 

مدیر-ولی متاسفانه رفتار های بدو خطرناکی داشتی این دفعه عذرتو از معلمت خواستم این نامه رو هم برو بده به معلم این زنگت و این که لطفا دیگه تکرار نشه 

تهیونگ-چشم

نامه رو گرفتم وسریع از اتاقش بیرون رفتم اوه اوه فیزیک یه قاتل زنجیره ای زنیکه جانی دفعه پیش به رنگ تیشرتم گیر داد

تهیونگ -سلام خانوم مدیر این..

با داد گفت

رنگارنگ-از کلاس من گمشو بیرون 

نامجون-خانوم اجازه تهیونگ پیش مدیر بوده

با نگاه ترسناکش به نامجون نگاه کردو بهش گفت

رنگارنگ-ازتو پرسیدم ببین کیم تهیونگ توحتی اگه از رییس جمهور برام نامه بیاری بازم قوانینو زیر پا گذاشتی

تهیونگ-من عذر میخوام خانم الان میرم بیرون

دروبستم و به راهرو مدرسه نگاهی کردم در ازمایشگاه باز بود رفتم توش و کنار یه کمد نشستم به وسایل اطرافم نگاه کردم که یه فکری به ذهنم رسید رفتم و روپوش سفید متصدی باردار ازمایشگاهم پوشیدم و موهامو مثل موهای انیشتین کردم 

تهیونگ- نام خدا پروفسور کیم تهیونگ هستم میتونید پروفسور وی صدام کنیدخوب پسرا ازمایش امروز مواد لازم یه لیوان اب  دوقاشق سدیم و دو قاشق پتاسیم و یک چراغ الکلی ابتدا میزاریم اب بجوشد سپس سدیم نه پتاسیم کدوم بود که با اب منفجر میشد اها سدیم بود پس دو قاشق پتاسیم رو میریزیم تو اب

به اب جوش که قل قل میخورد نگاه کردم یا خدا این چرا اینجوری شد یک دفعه لیوان ترکید چشمامو بستم خدایا گوه خوردم دفعه بعد امتحان شیمیمو 20 میشم در باز شد یا امامزاده مایکل جکسون کارم تمومه 
-چی شده خانم .....

این چقد بد نگاه میکنه خدایی 

تهیونگ- هاااا چته ادم ندیدی البته خودمم میدونم فرشتما ولی ...بیخیال پسر تو چرا پلک نمیزنی نکنه مردی الووو؟‌

sweet school's  diaries Stories to obsess over. Discover now