P.O.V:نامجون
سوار موتورم شدمو و رفتم سمت کافه
مدیر کافه-کیم نامجون دوباره دیر کردی
نامجون-ببخشید تو مدرسه کار داشتم
بدون هیچ حرفی رفتم تو اتاق کارکنا و لباس مدرسه رو با لباس فرم کافه عوض کردم و به موهام حالت دادم و رفتم سراغ اولین مشتری
نامجون-چه کمکی از من برمیاد
مشتری-میتونی تو انتخاب کمکم کنی
نامجون-به نظر من منو ویژه امروز انتخاب خوبیه قهوه فرانسوی و کیک شکلاتی با سلاد میوه
سرشو تکون داد
مشتری-همینو سفارش میدم
سفارشش رو نوشتم به سمت اشپزخونه کافه رفتم و همینجور تا اخر شیفتم کار کردم
مدیر کافه-کیم نامجون لباساتو بپوش کارت دارم
لباسامو عوض کردمو موهامم بهم ریختم و رفتم سمت مدیر کافه
نامجون-بله رییس
مدیر کافه-پول این ماهتو به حسابت واریز کردم الانم دیگه اینجا نمون امشب بازیه برای یه پسری مث تو خطرناکه
سریع سوار موتور شدمو و از کافه معروف کره که صبحا یه کافه عاشقونه بود با پیشخدمتای زیبا ولی شبا یه کازینو برای ادمای پولداری که دوس دارن پولاشونو بریزن دور جلوی خونه ترمز زدم و کلید رو از تو کیفم دراوردم و درو باز کردم
سوهیون-سلام هیونگ خسته نباشه
نامجون-سلام دونگسنگ چه خبرا امروز تونستی مچ دختره رو بگیری
سوهیون-نمیتونم نامجون هیونگ
نامجون-اشکالی نداره مامان کجاست
سوهیون-هنوز نیومده فکر کنم امشب شیفته
نامجون-درساتو خوندی؟
سوهیون-اره هیونگ تازه برات غذا هم درست کردم
ای چقدر جیگره این پسر اگه پسر نبود و اگه برادرم نبود میگرفتمش از فکرم خندم گرفت
نامجون-تو برو میز رو بچین من میام
رفتم تو اتاقو لباسمو عوض کردم لباسای خونمو پوشیدم پشت میز نشسته بودیم و داشتیم شام میخوردیم
سوهیون-حتما خیلی خسته شدی امروز مدرسه چطور بود حال تهیونگ چطوری
نامجون-گاهی وقتا دستم میلرزه و فکر میکنم تو برادر اونی نه من مدرسه هم خوب بود هرچند بازم تهیونگ دسته گل به ای داد و با معلما دعوا راه انداخت
سوهیون-ایول تهیونگی
یه اخم کردم و ادامه غذامو خوردم
نامجون-برو بخواب من ظرفارو میشورم
YOU ARE READING
sweet school's diaries
Fanfiction-جونگ کوکا کاش میتونستی لبای خودتو بچشی -نیازی بهش ندارم چون خودم یه چیز بهتر دارم ژانر:مدرسه ای،عاشقانه،زندگی روزمره کاپل:ویکوک-یونمین-نامجین وضعیت:تمام شده
