P.O.V:جونگ کوک
چشمامو باز کردم که دیدم تهیونگ هنوز خوابه خواستم تکون بخورم که متوجه دستش رو کمرم شدم برای همین تکون نخوردم تا بیدار نشه دستمو بالا اوردمو موهاشو ناز کردم
تهیونگ-نکن قلقلکم میاد
جونگ کوک-بیدارت کردم
تهیونگ-نه بیدار بودم
اروم بلند شد
جونگ کوک-خب
تهیونگ-پنکیک میخوای
جونگ کوک-اره
تهیونگ-بیا درست کنیم
باهم رفتیم اشپزخونه و شروع کردیم به درست کردن پنکیک
تهیونگ-جونگ کوک تخم مرغ میاری
از تو یخچال تخم مرغ دادم اونم اونارو تو پودر پنکیک شکوند
تهیونگ-خب تموم شد
جومگ کوک-شکر نریختی
تهیونگ-روش خامه شکلاتی میریزیم نباید زیاد شیرینش کنیم
وقتی همه پنکیکارو درست کرد لای تک تکشون خامه شکلاتی ریخت
تهیونگ-خب بفرمایید اینم پنکیک سر اشپز کیم تهیونگ
جونگ کوک-خوشمزس
تهیونگ-واقعا؟نوش جون
جونگ کوک-تو نمیخوری
تهیونگ-حالا تو بخور هر چی موند برای من
جونگ کوک-قول نمیدم چیزی بمونه
تهیونگ-مطمئن باش میمونه
رفت سمت گوشیش
تهیونگ-فردا تنهایی باید بیام مدرسه
جونگ کوک-چرا؟
تهیونگ-جین هیونگ سرما خورده فردا مرخصیه
نامجونم میخواد مراقبش باشه
جونگ کوک-میتونم امروز اینجا بمونم
تهیونگ-مامانت خبر داره
جونگ کوک-بهش گفتم میخوام باهات درس بخونم
تهیونگ-ام اشکالی نداره ولی میخوای همینجوری بی شلوار بگردی؟
جونگ کوک-خودت گفتی که جلوی تو اشکالی ندار
ه
تهیونگ-چرا همیشه حواست هست ؟همم باشه مشکلی نیست گشنت بود؟
جونگ کوک-چطور
تهیونگ-همه پنکیک هارو خوردی
جونگ کوک-ببخشید واست نزاشتم
تهیونگ-میای فیلم نگاه کنیم
جونگ کوک-ترسناک؟
تهیونگ-نه یه فیلم خیلی اروم و عاشقانه
جونگ کوک-بهت نمیاد ازاینا نگاه کنی
تهیونگ-من عواطف لطیفی دارم
جونگ کوک-باشه بزار
کنارم نشستو دوتایی فیلمو دیدم اخر فیلم با صحنه کیس دو طرف تموم میشد برگشتم دیدم داره همینجوری بهم زل میزنه
جونگ کوک-چیزی شده
تهیونگ-منم پنکیک میخوام
جونگ کوک-ببخشید باید خودمو کنترل...
وقتی لبش چسبید به لبم یه لبخند کوچیک زدمو دستمو پشت گردنش حلقه کردم و همراهیش کردم
تهیونگ-نه مث اینکه واقعا خوشمزه بود حالا چیکار کنم؟
جونگ کوک-یعنی بازم میخوای؟
تهیونگ-شایدنمیدونم به نظرت ضرر میکنم اگه باز نخورم
جونگ کوک-فکر نکنم همیشه کنارتم تا هر وقت دلت بخواد پنکیک بخوری
خندیدو دوباره لبمو بوسید
تهیونگ-ای کاش میتونستی لباتو مزه کنی
جونگ کوک-وقتی خودم یه چیز بهتر دارم نیازی نیست
....................................................................
کم ترین پارتی که نوشتم😂دیگ ببخشید به جاش چند وقت دیگه یه پارت ویکوک خوب میزارم😉
YOU ARE READING
sweet school's diaries
Fanfiction-جونگ کوکا کاش میتونستی لبای خودتو بچشی -نیازی بهش ندارم چون خودم یه چیز بهتر دارم ژانر:مدرسه ای،عاشقانه،زندگی روزمره کاپل:ویکوک-یونمین-نامجین وضعیت:تمام شده
