P.O.V:جین
چمدونمو گرفتم و دسته بلندش رو کشیدم بالا و جنازه چمدونو پشت سرم یدک کشیدم
جین-یعنی واقعا عمتو نمیشناسی
جیمین-نه به خدا یه بارم ندیدمش
جین-زنگ بزن بابات بپرس عمت چه شکلیه
جیمین-هی تو چته
یونگی-عجله دارم ببخشید
جیمین-داری که داری
یونگی-گفتم ببخشید
جیمین-اگه قرار باشه با معذرت خواهی همه چیز حل شه نمیزاشتم اینجا بمونی خوشگله
پسر جلومون به جیمین نگاه کرد چشماش به گل قرمز بودن
یونگی-گفتم که معذرت میخوام بخشیدی بخشیدی نبخشیدی به درک
به راهش ادامه داد
جیمین-کره ایا چقدر پروعن
همون لحظه گوشیش زنگ خورد
جیمین-بله
گوشیش مثل همیشه رو اسپیکر بود
عمش-سلام عمه جان
جیمین-عمه شمایین کجایید پس
عمش-من یه کاری برام پیش اومده پسرم یونگیو فرستادم دنبالت عکسشم عکسشو برات فرستادم که همو پیدا کنید
جیمین-چشم
کاکائو تاکش رو که باز کرد پر بود از پیام های دخترای مدرسه
جین-اووو اینا دیگه کین
جیمین-نمیشناسن شمارمو رو تخته نوشتم مزاحمم شدن همشونم دخترت
جیمین با بهت به عکس رو اسکرین گوشی نگاه کرد
جیمین-اوه بیا اینو گیر بیار نازشم بکش
به صفحه گوشیش نگاه کردم
جین-میبینم پارک جیمین برای بد کسی قلدری کرده
جیمین-ببند گاله رو حالا بیا بریم پیداش کنیم
جین-بیا بریم دستشویی رو بگردیم اخه خیلی عجله داشت
جیمین-بریم
به سمت دستشویی فرودگاه رفتیم
جیمین-جین تو اینم نیس
جین-داخلشونو نگاه کن
جیمین-بسه جین پاشیدم از خنده
دوباره عمش زنگ زد
جیمین-عمه من پسرتونو پیدا نکردم
عمش-یونگی جلو در کافه فرودگاه
جیمین-واقعا!!من فکر کردم تو ایناست
عمش -تو چیا
جیمین-هیچی عمه مشتاق دیدارتم من میرم پسرتون یونجی رو پیدا کنم خدافظ
عمش-یونگی خدافظ
گوشیش رو برگردوند تو کولش
جین-بریم تا پسر عمت سر دوتاییمون غر نزد
جلوی در کافی شاپ پسر عمشو دیدیم و دوییدیم سمتش
جیمین-سلام
یونگی-من که...
جیمین-نه بابا منم زیادی کشش دادم من پسر داییتم جیمین پارک جیمین اینم دوستمه کیم سوکجین ولی همه جین صداش میکنیم اونم مثل من بار اولشه میاد کره
یونگی-مامانم گفت ده سالتونه ولی صد درصد اینجوری نیست من سال اول دبیرستانم
جیمین-واقعا از ما کوچیکتری هر چند همسن منی چون من یه سال جهشی خوندم
یونگی-پس همکلاس کوکی هستین به هر حال امیدوارم باهم خوب باشیم
بجز اون برخورد اول که تقصیر جیمین بود یونگی واقعا پسر خوبی بود
جین-منم همینطور
یونگی-پس بریم خونه
......................................................................خب تا اینجای داستان پارتا کم بود به خاطر اینکه با شخصیتا و کاپلا آشنا بشید پارتای بعدی طولانی تره😉
KAMU SEDANG MEMBACA
sweet school's diaries
Fiksi Penggemar-جونگ کوکا کاش میتونستی لبای خودتو بچشی -نیازی بهش ندارم چون خودم یه چیز بهتر دارم ژانر:مدرسه ای،عاشقانه،زندگی روزمره کاپل:ویکوک-یونمین-نامجین وضعیت:تمام شده
