P.O.V:جیمین
جیمین-باشه جین الان با یونگی میام
جین-نه جیمینا خودت تنها
جیمین-چرا؟
جین-بیا دیگه هی سوال میپرسه
جیمین-باشه
یونگی-چی شده
جیمین-هیچی من میرم یه سری به جین بزنم
یونگی-میخوای منم بیام
جیمین-اوممم نه
یونگی-باشه
جلوتر اومدو بغلم کرد
یونگی-مواظب خودت باش
جیمین-عااااا باشه باشه
سویشرتمو پوشیدم کولمو هم برداشتم داشتم میرفتم که یک دفعه صداش اومد
یونگی-وایسا کلاهت یادت رفت
کلاهمو داد بهم
جیمین-ممنون
از خونه رفتم بیرون و تا پارک سرکوچه خونه جین پیاده رفتم جلوی ورودی پارک گوشیم زنگ خورد
جیمین-جین من جلوی ورودیم
جین-بیا تو محوطه بازی منو سوهیون اونجاییم
جیمین-اومدم
یکمی دنبال محوطه بازی گشتم بلاخره پیداش کردم جین روی نیمکت نشسته بود وبا گوشیش ور میرفت رفت پشتش یک دفعه با صدای بلند گفتم
جیمین-سلام
جین-ترسوندیم بیا بشین
جیمین-چطوری خوب خوابیدی بابت دیشب...
جین-هیسسسسس همه اینا اره. جیمینا ؟
جیمین-هوم
جین -حست به یونگی واقعیه
جیمین-اره دیگه هیونگ خودت که دیدی
جین-مطمئن باشم؟؟
یا خدا این از کجا فهمیده اگه قضیه رو بفهمه منو تیکه تیکه میکنه
جیمین-امممممم هیونگ به نظر تو کی یه رابطه جدی میشه
جین-خب وقتی که هردونفر همو بخوان
جیمین-خب راستش چجوری بگم
YOU ARE READING
sweet school's diaries
Fanfiction-جونگ کوکا کاش میتونستی لبای خودتو بچشی -نیازی بهش ندارم چون خودم یه چیز بهتر دارم ژانر:مدرسه ای،عاشقانه،زندگی روزمره کاپل:ویکوک-یونمین-نامجین وضعیت:تمام شده
