P.O.V:نامجون
سوهیون-اه هیونگ من اینو نمیفهمم
نامجون-ای بابا بچه یه ضرب و تقسیم سادست دیگه
سوهیون-بیا پایین
سرمو بردم پایین اروم تو گوشم گفت
سوهیون-جین هیونگ چشه
نامجون-نمیدونم فکر کنم مریض شده
جین-آخ دستم
با عجله رفتم سمت اشپزخونه
نامجون-چی شده
جین-دستم سوخت
نامجون-حواست کجاعه سوهیون خمیر دندون بیار
سوهیون-باشه
جین-نامجونا
نامجون-بله
جین-میسوزه
نامجون-میخوای زیر اب سرد بگیریم
جین-نه فوت کنم درست میشه
شروع کرد به فوت کردن پشت دستش خواستم فوت کنم که دستشو کشید
جین-چیکار میکنی؟؟
نامجون-فوت میکنم
قرمز شده بود
سوهیون- جین هیونگ خوبی
خمیردندونو به من داد
جین-نمردم که دستم سوخت
سوهیون-چطوری سوزوندی
جین-خب داشتم فکر میکردم حواسم نبود دستمو گذاشتم رو قابلمه داغ
نامجون-میشه بپرسم به چی فکر میکردی
چند لحظه بهم زل زدیم دفعه سرخ شد
نامجون -هیونگ خوبی چرا قرمز شدی
جین-چیزی نیست
نامجون-حاضر شو بریم دکتر
جین-دکتر واسه چی
نامجون-فکر نکن نفهمیدم خوب میدونم مریض شدی
جین-من خوبم نامجون
نامجون-هیونگ سه روزه هر وقت با هم حرف میزنیم قرمز میشی حتما مریض شدی
سوهیون-شاید جین هیونگ از دکتر میترسه
جین-نه خیرشم اییییی دستم فشارش نده نامجون
ESTÁS LEYENDO
sweet school's diaries
Fanfiction-جونگ کوکا کاش میتونستی لبای خودتو بچشی -نیازی بهش ندارم چون خودم یه چیز بهتر دارم ژانر:مدرسه ای،عاشقانه،زندگی روزمره کاپل:ویکوک-یونمین-نامجین وضعیت:تمام شده
