P.O.V:جونگ کوک
با وحشت چشمامو باز کردم خدایا این چه خوابی بود چرا من اینجوری شد از دیروز
یونگی-کوکی خوبی چی داشتید که خوابت برد
هنوز دهنمو باز نکرده بودم که جین گفت
جین-جامعه شناسی چه استاد باحالی داره اصلا از جاش بلند نشد منتها بچه های بیشعوری دارید نگاه کن با شلوارم چیکار کردن
برگشت پشتش یه تیکه خیس خیس بود یونگی خندید که خندش با نگاه جین قطع شد
جین-همه اینجا اینجورین قلدرو درشتن
جونگ کوک-کدوم کلاس بود؟منو نگاه کن من قلدرو درشتم؟؟
جین-تو استثنایی تو با نمکی تو کوکیه منی
جیمین-اینا رو بزار کنار کدوم کلاس بود وراج
جین-عمته یعنی نه اون یکی عمته
یونگی-مامان من تک دختر خانوادشون بود
جین-عموته
جیمین-بابای منم تک پسر بود به فکر خاله و دایی نیوفت که مامانم کلا تک بچس
جین-موردشورتو ببرن برو به پدربزرگ مادربزرگات بگو فرزند بیشتر زندگی بهتر
یونگی-بلند شید بریم بیرون
جین پشتشو دوباره نشون دادو گفت
جین-با این وضع ابدا
یونگی-نیا منو کوکی و جیمین میریم
جین-من باید با جیمین حرف بزنم
یونگی-باشه مشکلی نیست
منو کشید و رفتیم بیرون
یونگی-کوکی منم باید از جیمین معذرت خواهی کنم
کوکی-چرا
یونگی-بهش گفتم فکر میکنم اون گیه
کوکی-یونگی چرا بدون فکر حرف میزنی که بعدا بابتش پشیمون شی
یونگی-قول میدم دیگه اینجوری نباشم
از در کلاس که بیرون زدیم چشمم خورد به استاد هوانگ که شلوارش مثل شلوار جین هیونگ شده بود و پشت سرش دو نفر از کلاس زدن بیرون وکیم نامجون و کیم تهیونگ همون کسی که خیلی وقته نمیزاره راحت بخوابم
تهیونگ-سلام یونگی سلام هیونگ خوشحالم که دوباره میبینمت
کوکی-منم همینطور لطفا هیونگ صدام نکن من یه سال ازت کوچیکترم
تهیونگ-واقعا اما سال بالایی مایی اها باشه سونبه نیم صدات میکنم
کوکی-راستی قضیه استاد هوانگ کار شمادوتاست
تهیونگ-من نه کار نامجون بود
یونگی-نامجونا راه افتادیا
YOU ARE READING
sweet school's diaries
Fanfiction-جونگ کوکا کاش میتونستی لبای خودتو بچشی -نیازی بهش ندارم چون خودم یه چیز بهتر دارم ژانر:مدرسه ای،عاشقانه،زندگی روزمره کاپل:ویکوک-یونمین-نامجین وضعیت:تمام شده
