Who Is He??

4.1K 581 24
                                        

P.O.V:تهیونگ

تهیونگ-منم میرم بالا یادم رفت ناهارمو بدم واسه زنگ بعدم گرم کنن

جونگ کوک خیلی نظرمو جلب کرده بود از دیروز همش دارم به اون فک میکنم خیلی کیوت بود و خیلی اشنا میزنه رفتم سر کلاسشون کیفش رو گشت سریع یه سرنگ دراورد بهش نمیخوره بچه خلاف باشه پس اون سرنگ چی داره میگه ؟؟انسولین

تهیونگ-پس دیابت داری

یک دفعه سرشو بالا اوردو با چشمای گرد شده بهم نگاه کرد

کوکی-اوممممم اره میشه به کسی چیزی نگی

تهیونگ-نترس راز میمونه کمک میخوای

کوکی-ممنون

استین لباسشو بالا نگه داشتم بعد از چند لحظه گفت

کوکی-من نگه میدارم میدونی که باید کجا بزنی

تهیونگ-اره تجربه دارم

انسولین رو بهش تزریق کردم

تهیونگ- بشین میرم یه چیزی بیارم حالت بهتر شه

رفتم سمت بوفه تا براش یه چیزی بخرم خیلی سریع رفتم که لو نریم چون بچه ها همونجا نزدیک بوفه نشسته بودن براش یه آبمیوه گریپ فروت خریدم و رفتم بالا که بهش بدم تو فکر بود رفتم جلو و آبمیوه رو تکون دادم و نی رو گذاشتم توش و گفتم

تهیونگ-برات خوبه بخور

کوکی-ممنون

سوالی که ذهنمو درگیر کرده بودو ازش پرسیدم

تهیونگ-خواهش میکنم راستی تو چه رابطه ای با یونگی داری منظورمو میفهمی البته قصد بدی ندارم

جوابمو با یه لبخند داد

کوکی-نه ما فقط دوستیم دوستای صمیمی

تهیونگ-اها مث منو نامجون

جونگ کوک-وی هیونگ

چقد صداش قشنگه

تهیونگ-بله کوکی

جونگ کوک-انقدر دردسر ساز نباش میخوای اخراجت کنن اصلا تو هدفی برای درس خوندن داری ؟؟

تهیونگ-راستش رو بخوای نه ندارم ولی دنبالش میگردم تو چی هدفت چیه

جونگ کوک-من یه مادر و یه خواهر کوچیکتر دارم مادرم مریضه ولی با این حال کار میکنه واسه اونا درس میخونم

تهیونگ-نامجونم همینه پدرش خیلی وقته رفته به ماموریت کاری و بر نگشته و یه داداش کوچولوی کیوت داره و نامجون باید از اون و مادرش مراقبت کنه

جونگ کوک-خانواده تو چی

پوزخند زدم اسم اون ادمارو نمیشه گذاشت خانواده

تهیونگ-من بچه تنی خانوادم نیستم

جونگ کوک-نمیخواستم یادت بندازم شرمنده

sweet school's  diaries Cerita yang bikin terobses. Temukan sekarang