P.O.V:نامجون
مبصر کلاسمون اومد تو کلاس
مبصر-اوباش گرامی دوستای خودم
تهیونگ-زرتو بزن عشقم
مبصر-یه اردوی داریم
همه با ذوق بهش نگاه کردن
تهیونگ-خوش خبر باشی لعنتی حالا کجا؟؟
مبصر-شهر بازی
صدای همهمه بلند شد
مبصر-خلاصه با خودتون چیزای غیر مجاز نیارید-_-
تهیونگ-مثلا چی مبصر جون؟
مبصر-کیم تهیونگ فکرشم نکن دوباره گند بزنی به اردومون اون افکار خبیثانتو بنداز دوووووور
استاد هان-اینجا چه خبره
مبصر-شت برپااااا
استادهان-فکر میکردم تو یکی مودب باشی
مبصر-استاد بیخیال ما که میدونیم از شما اهل دل تر اینجا پیدا نمیشه
استاد هان تک خنده ای کرد و بهمون وقت ازاد داد داشتم با تهیونگ حرف میزدم که استاد هان صداش کرد
استاد هان-تهیونگ میای یه لحظه اینجا
تهیونگ-حتما
بلند شدو رفت
-هی پیس پیس کیم نامجون پیس پیس
برگشتم سمت صدا
نامجون-اتفاقی افتاده =/اصن تو کی هستی
-دستت دردنکنه ما یه ساله همکلاسیم
نامجون-پارک جه احمق منطورم اینه کارت چیه؟خودم میدونم تو کی هستی
پارک جه-اون سال بالایی که همیشه باهاته؟
نامجون-دور منو سال بالایی ها پر کردن کدومشون
پارک جه-همونی که موهاش قهوه ایه
نامجون-جین هیونگ موهاش قهوه ایه جونگ کوک موعاش قهوه ایه جیمینم موهاش قهوه ایه
پارک جه-همونی که...
نامجون-کوتاهه
پارک جه-نوچ
نامجون-دندون خرگوشیه
پارک جه-نه
نامجون-جین هیونگ
پارک جه-خب وقتی اون دوتا نیستن اینه فکر کنم همونی که باهاش برمیگردی خونه
نامجون-خب کاری داشتی
پارک جه-کدومشون حالا
تهیونگ-فوضولی
خودشو روی صندلی کناری من انداخت
پارک جه-لطفا تهیونگ دارم با نامجون حرف میزنم
تهیونگ-خب که چی نامجون دوست نداره جوابتو بده نگاه کن چجوری اخم کرده
YOU ARE READING
sweet school's diaries
Fanfiction-جونگ کوکا کاش میتونستی لبای خودتو بچشی -نیازی بهش ندارم چون خودم یه چیز بهتر دارم ژانر:مدرسه ای،عاشقانه،زندگی روزمره کاپل:ویکوک-یونمین-نامجین وضعیت:تمام شده
