P.O.V:جونگ کوک
تهیونگ-با یه شات کوجولو مست شدی کوکی
پریدم بغلش
جونگ کوک-ددی ناراحتی
تهیونگ-چی؟
جونگ کوک-ددی
تهیونگ-برو تو باید به مام....
لبامو گذاشتم رو لبش
جونگ کوک-میخوام با تو باشم نمیخوام برگردم خونمون
تهیونگ-مثل اینکه تنت میخاره
جونگ کوک-اگه ددی برام بخارونه اره بدجور
تهیونگ-جونگ کوک منو ددی صدا نکن خب
دستشو پشت کمرم قلاب کرد
جونگ کوک-دوست نداری
تهیونگ-نه
جونگ کوک-تهیونگ
تهیونگ-جانم
جونگ کوک-بهت نیاز دارم
تهیونگ-چی؟؟
جونگ کوک-توروخدا تهیونگ بیا انجامش بدیم
تهیونگ-نمیخوام دوست نداریم اولین بارت وقتی باشه که مستی میخوام خودت باشی
جونگ کوک-تو بلدی؟چند نفرو بفاک دادی؟
تهیونگ-وای خدای من کوک منو همچین ادمی دیدی؟
جونگ کوک-جوابموبده
تهیونگ-هیچکیو
جونگ کوک-دروغ نمیگی؟
تهیونگ-بزار ببرمت بزارمت رو تخت دروغ کجا بود
جونگ کوک-بیا انجامش بدیم پس
تهیونگ-کوک
جونگ کوک-من مست نیستم تهیونگ خودمم خوده خوده
تهیونگ-باشه پسرخوب بیا بریم بخوا...
یک دفعه پریدم بغلش
تهیونگ-افرین
همون طور که تو بغلش بودم پاهامو دور شکمش قلاب کردمو سرمو گذاشتم رو شونش
جونگ کوک-بهت گفته بودم چقدر عطرتو دوس دارم
تهیونگ-نه بگو
جونگ کوک-عاشق عطرتم
اروم اروم راه میرفت و بر میگشت مثل مامانا که میخوان بچه هاشونو بخوابونن
تهیونگ-بهت گفته بودم چقدر دوستت دارم
جونگ کوک-ارع ولی بازم بگو
تهیونگ- خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی دوستت دارم کوکیم
یواش یواش چشمم سنگین شدو خوابیدم
تهیونگ-کوکی کوکی بلند شو
با سردرد فجیهی از جام بلند شدم
تهیونگ-خوبی
جونگ کوک-سرم درد میکنه
تهیونگ-پاشو برات صبحونه اماده کردم
جونگ کوک-سرم درد میکنه
تهیونگ-منم لوست نمیکنم بلند شو یه بخوری بهتر میشی
جونگ کوک-باشه
تهیونگ-از دیشب خیلی ارومتری
جونگ کوک-دیشب؟
تهیونگ-ای بابا فراموش کردی اشکال نداره یه روزی یادت میاد
اروم نزدیکم شدو یه بوسه سطحی به لبام زد
تهیونگ-حاضر شو بریم مدرسه
لباسامو پوشیدمو بعدش با جین هیونگ و نامجون هیونگ و تهیونگ رفتیم سمت مدرسه
یونگی-جیمین تورو خدا یه لحظه وایسا اونجان اومدن سلام کنیم بعد بگو
جیمین-سلام زود تند سریع بگید چی اوردید؟
تهیونگ-خوراکی
جیمین-ایول حل شد بریم تو
یونگی هیونگ خندیدو پشت سرش رفت تو
تهیونگ-بیا امروز خوش بگذرونیم
لبخندی به حرفش زدمو دستشو محکم فشار دادم وقتی دسیدیم به شهربازی قیافه همه از چشم چشم دو ابرو تبدیل شده بود به پنجا تا خط((😑اینجوری)) چون رو تابلوی شهر بازی نوشته شده بود به شهربازیه فرشته های کوچولو خوش اومدید
تهیونگ-هی منو میگه
و همه با این حرفش زدن زیر خنده
نامجون-یاد تیتراژ پرورو افتادم پنگوئن کوچولویی به نام پرورو
تهیونگ-هی منو میگه
استاد هان-کافیه بریم
استاد لی-بریم
یونگی -استاد نگران نباش من شیپتون میکنم
استاد لی-یکیو میخوایم خودتو پارکو شیپ کنع
یونگی-ما همینجوریشم ریل هستیم
دستشو انداخت گردن جیمین هیونگ
تهیونگ-الان داری پز ریل بودنتونو میدید مام ریلیم
جونگ کوک-هیونگ خفه شدم
تهیونگ-عمرا جلوش کم بیارم
استاد هان-خفش کردی بچمو
استاد لی-جانم بچه
استاد هان-با تو نبودم
نماینده شورا-شما دعوتید به دعوای کاپل های مدرسه پارک جه فقط تو و سوکجین هیونگ موندید
پارک جه-خفه شو
پارک جه چه ربطی به جین هیونگ داره
جین-جونییی
نامجون-هیونگ توروخدا
جین-جونیییی
نامجون-چه گیری افتادم باید همینجوری ولت میکردم تو خونه
یک دفعه جین هیونگ افتاد
نامجون-ببخشید هنو تبو لرز داره دری وری زیاد میگه
استاد لی-مشخصه جونیییی
نامجون نگاش کرد
نامجون -استاد جین هیونگ خط قرمزمه
تهیونگ یه دفعه عوووو گفت
یونگی-نامجین ایز ریل
جیمین-بابا جینو جمع کن
پارک جه-پارک جیمین جین هیونگ یادت نره که اون ازت بزرگتره
استاد هان-کافیه
YOU ARE READING
sweet school's diaries
Fanfiction-جونگ کوکا کاش میتونستی لبای خودتو بچشی -نیازی بهش ندارم چون خودم یه چیز بهتر دارم ژانر:مدرسه ای،عاشقانه،زندگی روزمره کاپل:ویکوک-یونمین-نامجین وضعیت:تمام شده
