Couple's Fights

2.8K 376 32
                                        

P.O.V:جونگ کوک
تهیونگ-با یه شات کوجولو مست شدی کوکی

پریدم بغلش

جونگ کوک-ددی ناراحتی

تهیونگ-چی؟

جونگ کوک-ددی

تهیونگ-برو تو باید به مام....

لبامو گذاشتم رو لبش

جونگ کوک-میخوام با تو باشم نمیخوام برگردم خونمون

تهیونگ-مثل اینکه تنت میخاره

جونگ کوک-اگه ددی برام بخارونه اره بدجور

تهیونگ-جونگ کوک منو ددی صدا نکن خب

دستشو پشت کمرم قلاب کرد

جونگ کوک-دوست نداری

تهیونگ-نه

جونگ کوک-تهیونگ

تهیونگ-جانم

جونگ کوک-بهت نیاز دارم

تهیونگ-چی؟؟

جونگ کوک-توروخدا تهیونگ بیا انجامش بدیم

تهیونگ-نمیخوام دوست نداریم اولین بارت وقتی باشه که مستی میخوام خودت باشی

جونگ کوک-تو بلدی؟چند نفرو بفاک دادی؟

تهیونگ-وای خدای من کوک منو همچین ادمی دیدی؟

جونگ کوک-جوابموبده

تهیونگ-هیچکیو

جونگ کوک-دروغ نمیگی؟

تهیونگ-بزار ببرمت بزارمت رو تخت دروغ کجا بود

جونگ کوک-بیا انجامش بدیم پس

تهیونگ-کوک

جونگ کوک-من مست نیستم تهیونگ خودمم خوده خوده
تهیونگ-باشه پسرخوب بیا بریم بخوا...

یک دفعه پریدم بغلش

تهیونگ-افرین

همون طور که تو بغلش بودم پاهامو دور شکمش قلاب کردمو سرمو گذاشتم رو شونش

جونگ کوک-بهت گفته بودم چقدر عطرتو دوس دارم

تهیونگ-نه بگو

جونگ کوک-عاشق عطرتم

اروم اروم راه میرفت و بر میگشت مثل مامانا که میخوان بچه هاشونو بخوابونن

تهیونگ-بهت گفته بودم چقدر دوستت دارم

جونگ کوک-ارع ولی بازم بگو

تهیونگ- خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی دوستت دارم کوکیم

یواش یواش چشمم سنگین شدو خوابیدم

تهیونگ-کوکی کوکی بلند شو

با سردرد فجیهی از جام بلند شدم

تهیونگ-خوبی

جونگ کوک-سرم درد میکنه

تهیونگ-پاشو برات صبحونه اماده کردم

جونگ کوک-سرم درد میکنه

تهیونگ-منم لوست نمیکنم بلند شو یه  بخوری بهتر میشی

جونگ کوک-باشه

تهیونگ-از دیشب خیلی ارومتری

جونگ کوک-دیشب؟

تهیونگ-ای بابا فراموش کردی اشکال نداره یه روزی یادت میاد

اروم نزدیکم شدو یه بوسه سطحی به لبام زد

تهیونگ-حاضر شو بریم مدرسه
لباسامو پوشیدمو بعدش با جین هیونگ و نامجون هیونگ و تهیونگ رفتیم سمت مدرسه

یونگی-جیمین تورو خدا یه لحظه وایسا اونجان اومدن سلام کنیم بعد بگو

جیمین-سلام زود تند سریع بگید چی اوردید؟

تهیونگ-خوراکی

جیمین-ایول حل شد بریم تو

یونگی هیونگ خندیدو پشت سرش رفت تو

تهیونگ-بیا امروز خوش بگذرونیم

لبخندی به حرفش زدمو دستشو محکم فشار دادم وقتی دسیدیم به شهربازی قیافه همه  از چشم چشم دو ابرو تبدیل شده بود به پنجا تا خط((😑اینجوری))  چون رو تابلوی شهر بازی نوشته شده بود به شهربازیه فرشته های کوچولو خوش اومدید

تهیونگ-هی منو میگه

و همه با این حرفش زدن زیر خنده‌

نامجون-یاد تیتراژ پرورو افتادم  پنگوئن کوچولویی به نام پرورو

تهیونگ-هی منو میگه

استاد هان-کافیه بریم

استاد لی-بریم

یونگی -استاد نگران نباش من شیپتون میکنم

استاد لی-یکیو میخوایم خودتو پارکو شیپ کنع

یونگی-ما همینجوریشم ریل هستیم

دستشو انداخت گردن جیمین هیونگ

تهیونگ-الان داری پز ریل بودنتونو میدید مام ریلیم

جونگ کوک-هیونگ خفه شدم

تهیونگ-عمرا جلوش کم بیارم

استاد هان-خفش کردی بچمو

استاد لی-جانم بچه

استاد هان-با تو نبودم

نماینده شورا-شما دعوتید به دعوای کاپل های مدرسه پارک جه فقط تو و سوکجین هیونگ موندید

پارک جه-خفه شو

پارک جه چه ربطی به جین هیونگ داره

جین-جونییی

نامجون-هیونگ توروخدا

جین-جونیییی

نامجون-چه گیری افتادم  باید همینجوری ولت میکردم تو خونه

یک دفعه جین هیونگ افتاد

نامجون-ببخشید هنو تبو لرز داره دری وری زیاد میگه

استاد لی-مشخصه جونیییی

نامجون نگاش کرد

نامجون -استاد جین هیونگ خط قرمزمه

تهیونگ یه دفعه عوووو گفت

یونگی-نامجین ایز ریل

جیمین-بابا جینو جمع کن

پارک جه-پارک جیمین جین هیونگ یادت نره که اون ازت بزرگتره

استاد هان-کافیه

sweet school's  diaries Stories to obsess over. Discover now