the end

636 60 87
                                        

جونکی در حال پر کردن کیف‌ها بودند...تهیونگ مدام به پشت سرش نگاه میکرد؛ اسلحه رو به سمت گروگان‌ها گرفته بود و به صدای شلیک گلوله که از سالن اصلی میرسید گوش میکرد ؛ جین در حال سرگرم کردن پلیس‌ها بود و انگار وضعیت خوبی نداشت...

تهیونگ با صدای لرزانی گفت:

"ج_جین هیونگ نمیتونه اونها رو زیاد سرگرم کنه"

"نگران نباش...نیرو‌هاشون اکثرا مردن، تا وقتی نیروی کمکی بیاد ما رفتیم"

جونکی نیم نگاهی به کیف‌ها انداخت و با دیدن پر بودن آنها لبخند زد. ایرپاد داخل گوشش رو روشن کرد و لب زد:

"جین، رو‌به‌راهی؟..."

جین که پشت دیواری پناه گرفته بود و در بازوی دیگرش گروگانی رو اسیر کرده بود؛ چند شلیک پشت سر هم کرد و پرسید:

"لعنتی...نیروی کمکی داره میرسه؛ دیگه نمیتونم کنترلشون کنم"

جونگی کیف‌ها رو روی دوشش انداخت و به همراه تهیونگ از قسمت انبارداری بیرون اومد‌...جین با شنیدن ندای جونکی، عقب گرد کرد تا به سمت در‌های اضطراری برسه...

جونکی اسلحه‌اش رو در اورد و مثل جین، شروع به شلیک کرد. جونکی لب زد:

"تهیونگ، باید حواس پلیس‌ها رو پرت کنی...میتونی؟"

تهیونگ اسلحه‌اش رو روی سر گروگان گذاشت. جین هم همینکار رو کرد و با عقبگرد خودش رو به جونکی رسوند. پلیس‌ها دستور توقف شلیک دریافت کرده بودند؛جونکی کیف‌ها رو به سمت درب اضطراری کشودند تا بتونند از طریق اون مسیر از بانک خارج بشن...

جین با رسیدن به تهیونگ، لب زد:

"حالا نوبت توئه، برو..."

تهیونگ با تردید نگاهی به سیل پلیس‌هایی که آرام آرام داخل می‌شدند انداخت و گفت:

"اما هیونگ تو..."

"گفتم برو..."


چند پلیس با لباس‌های مخصوص وارد شدند؛ پلیس‌ها پشت دیوار کمون کردند. نامجون هم با تیم B وارد شده بود و پشت دیواری کمان کرد. نامجون نیم نگاهی به رو‌به‌رو انداخت، به دلیل مه همه‌چیز محو بود و نمیشد صورت تبهکاران رو دید...حتی نمیدونستن تعداد تبهکارها و گروگان‌ها چند تا هست!

نامجون با صدای بلندی لب زد:

"کمیسر کیم صحبت میکنه...در صورت تسلیم نشدن شلیک میکنیم؛ تکرار میکنم در صورت تسلیم نشدن شلیک میکنیم"

𝐁𝐈𝐆 𝐇𝐄𝐈𝐒𝐓 | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕_ 𝐍𝐀𝐌𝐉𝐈𝐍✔️Where stories live. Discover now