+باشه. گونه ي زينو بوسيد . و بعد هري از بين هزاران ادم رد ميشد. مث ابي ك در جهت عكس رودخانه حركت ميكنه! سخت بود ولي جواب داد! اما به محض رد شدن محكم به شونه ي فردي برخورد كرد. برگشت عذرخواهي كنه ك ديد اون فرد نيتنه.
اما عجله داشت و رفت.
هري به دري رسيد و پشت در ايستاد و از محافظايي ك ايستاده بودن سوال كرد -من ميخوام برم بيرون!؟ميشه در رو باز كنين؟ داد زد!
+نه نه...شما بايد از درب هاي خروجي استفاده كنين. مرد هيكلي ك تيشرت استين كوتاه مشكي تنش كرده بود و بي سيم داشت به هري با دست اشاره داد.
-باشه.ممنون. هري نفسشو بيرون داد و برگشت. از دور كل جمعيت رو ميديد. خيلي شلوغ بود و اهنگ bloodدر حال اجرا بود.
Ops! Esta imagem não segue nossas diretrizes de conteúdo. Para continuar a publicação, tente removê-la ou carregar outra.