استیو هراسون از آسانسور بیرون پرید.
تونی: استیو چیزی شده؟
استیو: می دونستی آسانسورت حرف میزنه؟
تونی: به برج اونجرز خوش اومدی پیرمرد...
همه چی از اون روز شروع شد. روزی که تمام اعضای اونجرز تصمیم گرفتن بعد از این همه سختی کنار هم توی برج اونجرز زندگی...
استیفن: کدوم احمقی به پیتر گفته خورشید یه سیاره هست؟
تونی: من گفتم.
استیفن: خورشید یه سیاره هست.
لوکی و کوپر توی سالن در حال نقاشی کشیدن:
کوپر: عمو لوکی ، ببینم چی کشیدی.
لوکی: *برگه رو سمتش می گیره* خوشگله؟
کوپر: قشنگه ولی فکر نکنم طرف زنده بمونه.
نقاشی لوکی:
Hoppla! Dieses Bild entspricht nicht unseren inhaltlichen Richtlinien. Um mit dem Veröffentlichen fortfahren zu können, entferne es bitte oder lade ein anderes Bild hoch.
کلینت: چه خشن!
ثور: انتظار داشتی وقتی روزی یه بار بهم خنجر میزنه ، روحیه اش لطیف باشه.
کلینت: نه.
ثور: پس خفه شو.
کوپر: بابا تو چند تا رئیس داری؟
کلینت: 😑 فقط به احترام سنتون هیچی نمیگم.
لوکی: پس بهتره ساکت باشی چون یه 15 قرنی ازت بزرگ ترم.
کلینت: از همتون متنفرم.
لوکی: حالا برید بیرون دارم نقاشی می کشم.
کلینت و ثور بیرون میرن.
کوپر: *توی دفتر شروع به نوشتن چیزی میکنه*
لوکی: پسرک فانی ، چیکار می کنی؟
کوپر: دارم مشق می نویسم.
لوکی: چه فایده ای داره؟
کوپر: *یهو فکری به ذهنش می رسه* نوشتن مشق توی سرزمین ما نشانه عزت و افتخاره و همه به کسی که این کار رو می کنه احترام می ذارن و دوستش دارن.
چند دقیقه بعد ثور بر می گرده.
ثور: یه چیزی جا گذاشتم اومدم بردارم.... *چشمش به لوکی می افته*
ثور: لوکی داری چیکار می کنی؟
لوکی: دارم مشق می نویسم. با این کار همه بهت احترام می ذارن.
ثور: واقعا؟ پس به منم بده بنویسم.
لوکی: نمیشه این برای منه.
لیلا: عمو ثور اشکال نداره. تو بیا برای منو بنویس.
ثور: *ذوق میکنه و دفتر رو ازش می گیره* خیلی ممنون دختر بارتون. 😊
استیو کنار باکی روی مبل می شینه.
استیو: هی باک ، چیکار می کنی؟
باکی: دارم تنهایی یه چیپس سایز خانواده می خورم.
استیو: اما اون سایز کوچیکه.
باکی: *یه مشت چیپس تو دهنش میکنه* هر بسته از چیپس ، سایز خانواده حساب میشه اگه یه بچه پرورشگاهی باشی.
__ __ __ __ __ __ __ __ __ __ __ __ __
سوال قبل دو تا جواب می تونست داشته باشه: 112 و 179 که dalya1379 زودتر از بقیه جواب درست رو گفت. دست دست..... 🎉🎊👏