Director*20*

406 88 29
                                        

پسرا داشتن تمرین رقصشونو ادامه میدادن و بکهیون هنوز هم داشت برا دوست پسرش غشو ضعف میرفت فقط سهون بود ک از وقتی سوهو از کنارش بلند شده بود تو فکر رفته بود اصن تو یه عالم دیگه بود

تمرین که تموم شد جونگ گفت ک میره دوش بگیره منتظرش بمونه بکهیون هم تو بغل چانیول رفتن بالا بک تو اتاق منتظر نشست تا دوست پسرش از حموم بیاد بیرون که در اتاق چان زده شد و لی با یه سینی دوتا تیکه غذا و چند تا میوه داشت اومد تو تو اون یکی دستش هم یه بطری بود
> بکهیون شی چانیول اومد بیرون اینارو باهم بخورید
بک سرع پاشد تا اونارو از دست لی بگیره
~بله خیلی ممنون اقای لی
لی دستی تو موهای لخت بکهیون کشید
>هیونگ صدام کن
بعد هم یه لبخند مکش مرگ زد و درو بست
در اتاق ک بسته شد بکهیون سینی رو گذاشت رو تخت ک صدای در حموم اومد
×با کی حرف میزدی بیبی
بکهیون از اون بیبی اخرش هول شد
~هی هیشکی لی هیونگ بود اینا رو اورد

چانیول با حوله تن پوش اومد کنار تخت رو به رو بکهیون و انقدر نزدیکش شد که بدناشون بهم چسبید بک آروم دستاشو دور چان حلقه کرد ک نیوفته رو تخت و اون سینی رو نریزه
~چان چیکار میکنی لباس بپوش
چانیول ارو چونشو گذاشت رو شونه بکهیونش
×خسته ام چه جوری تمام 5ساعت رو داشتی تشویقم میکردی
بکهیون میدونست دوس پسرش داره خودشو براش لوس میکنه دستی تو موهای نمدار چان کشید
~چون داشتی تمام تلاشتو میکردی ک خراب نکنی باید هم تشویق میشدی
دو طرف صورت چان رو گرفت
~میخوای همیشه برا تمرینات بیام تشویقت کنم؟

چشمای بک داشت برق میزد این که همیشه رقصیدن چانیول رو ببینه خیلی جذاب بود براش

چان برق تو چشمای بکی رو دید
اروم سرشو برد جلو. بوسه سبکی گذاشت رو لباش
×هوم اونجوری حواسم پرت این بیبی کوچولوم میشه که اون گوشه داره با تمام وجودش انرژی میده
بوسه ای رو دماغ بکهیون زد صدای قلب بکهیون داشت گوشای خودشو کر میکرد
بک داشت هی با خودش گفت "ودف بیبی"

×اونوقت باید هر دفعه بعد تمرین یه لقمه چپش بکنم
بعد یه لیس روی خال لب بکهیون زد
~یاا چیکار میکنی تفی شدم

چان خنده ای کرد رفت تا از تو کمد لباس برداره
لباس زیرشو ک پوشید بعد حوله روانداخت ک بکهیون جیغ کوتاهیی زد و دستاشو گذاشت رو چشماش چون موقعه ای ک چان داشت لباسشو میپوشید بک درگیر اون بیبی بین حرفای چان بود
چان از جیغ بک یکم ترسید ولی برگشت سمتش

×بکی فک کنم خیلی ذهنت درگیره من لخت نیستم لباس تنمه ببین
بکهیون از بین انگشتاش به چان نگاه کرد

~تو هنوز لختییییی
×خب از حموم اومدمممم
چان مثل بکهیون حرفاشو میکشید فقط داشت بکهیونو اذیت میکرد
رفت جلو دستای بکهیونو از رو چشماش برداشت
× چرا انقدر خجالتی رفتار میکنی مگ تو همونی نبودی ک اونشب خونه کارگردان تا صبح تو بغلم بودی هوم؟
چان اروم روی لپای صورتی شده بکهیون دست کشید ولی بکهیون زل زده بود به بدن چان به اون سیسپک هایی که داشت چشمای بک رو درمیورد داد میزد ما رو گاز بگیر و لیس بزن

کارگردانDirectorWhere stories live. Discover now