ب
ک یه حدسایی میزد ک سهون ازش خواسته بود استیو رو ببره خونش
احتمالا فردا جونگین قراره لنگ بزنه
نگاه های سهون موقعه فیلمبرداری روی جونگین خیلی واضح بود ک قراره شب سختی داشته باشه
با گوشیش داشت تو فضای مجازی مچرخید ک یاد پیام های چان افتاد
درسته خودش هم یه سری فانتزی ها داشت و اینکه اگ چان کینک ددی و بیبی داشت انچان هم بدش نمیومد
زیر لب گفت بیا امتحانش کنیم
به چان پیام داد
~ددی داری چیکار میکنی
چان یک ربع تمام داشت سرفه میکرد چون اب دهنش پریده بود تو گلوش سوهو کلافه میکوبید پشت چان
>چان چی دیدی تو گوشیت سرفه هات بند نمیاد؟
×هیچی
>بگو بک کاری کرده؟! انگاری تو شوکی
×ن فقط یه چیزی دور از انتظارم گفت
سوهو ک دید چان سرفه اش بند اومده سری تکون داد و رفت از اتاق بیرون اما قبل این ک درو ببنده سرشو کشید تو
>جونگ نگفته بهت کی میاد ینی تا کی فیلمبرداری قراره طول بکشه
چان متعجب نه ای گفت
>اون بچه از صبح جلو دوربینه امیدوارم کارگردان اوه بهش سخت نگیره
در و بست
چان دوباره به صفحه چت خودشو بک نگاه کرد
"ددی داری چیکار میکنی" چی جوابشو بده
نفسی کشید بزار بریم تو جلد چانیول پرو بالاخره همون چانیول پرو بود که پا پیش گذاشت و به بک درخواست داد
تایپ کرد
×استراحت میکنم بیب
×پس قراره ددیت باشم هوم خوبه
~ددی دلم برات تنگ شده
~پس فردا چیکاره ای
×ام خالیه وقتم فقط باید با بچه های خودمون تمرین کنم
×فردا سرت شلوغه چرا پس فردا
~فردا باید کمک سهون کنم
~اونشب ک باهم بودیم یه سری کارای سهون رو عقب انداختم کلی طرح ریخته رو سرم تازه باید بالاسر خیاط هاش هم وایسم ک دقیقا همون طرح رو دربیارن
~احتمالا کل فردا وقتم پر بشه ولی پس فردا میتونی یه کافه ببریم نظرت چیه ددی؟
چان ک با صدای هیونگش بلند شد برق اتاقش رو خاموش کرد رفت زیر پتو
×هوم بیب بهت خبر میدم باید منیجرم رو بپیچونم
استیو مکرر داشت بک رو صدا میکرد تا شام بخورن برای چان تایپ کرد
~ددی من رفتم بای
و چان به جای جواب براش قلب فرستاد
بک با حس خیلی خوبی نشست روی صندلی کنار استیو ازش برای غذا تشکر کرد و غذاشو شروع کرد به خوردن
همه چی داشت بر وقف مراد بک میچرخید کراش جذابش باهاش قرار میزاشت و حتی یه سری کینک هایی داشت ک بک ازشون بدش نمیومد چ بسا کم کم داشت بهشون جذب میشد
تنها چیزی ک یکم اذیتش میکرد تماس های گاه بی گاه مادرش بود ک امار برگشتنش رو میگرفت
موقعه ای ک میخواست برای کمک به سهون بیاد کره به مادر پدرش گفته بود کبعد از کمک به سهون برمیگرده و الان خیلی طول کشیده تا برگرده پیش خانواده اش
STAI LEGGENDO
کارگردانDirector
Narrativa generaleCouple:چانبک،سکای genre:روزمره ،اسمات Summary: کارگردان معروف هالیود اوه سهون به پارک چانیول بازیگر و ایدل تاپ کره پیشنهاد بازی در سریال جدید داد وچانیول به یک شرط این نقش رو قبول میکنه و اون شرط .....
