-part27(S2)-

763 90 21
                                        

11 March 2022
Seoul

تهیونگ تقریبا سه ماهی میشد که از کارش کناره گرفته بود. درواقع پسر نمیخواست وقتی بابت شیمی درمانی، پرتو درمانی و داروهای مسخره اش شبیه مرده ها میشه جلوی دوربین قرار بگیره و مضحکه ی خاص و عام بشه. پس از کمپانی درخواست کرد حداقل برای مدتی از کارش کناره گیری کنه.

با این‌حال هنوز میشد مجله های تبلیغاتی و بیلبورد های بزرگ سطح شهر رو دید که با عکس های پسر تزئین شده بودن.

طی این مدت به قدری پس انداز جمع کرده بود که بتونه تا مدتی بی نیاز به کار زندگیش رو بگذرونه با این‌حال سر رفتن حوصله اش رو برای جیمین بهونه کرده بود و به این ترتیب تصمیم گرفت بیزینس انلاین خودش رو شروع کنه.

هرچقدر هم که انگیزه و امید به زندگیش بالا بود بازهم میدونست روند درمانش قرار نیست کوتاه باشه و حالا حالا نمیتونه به شغل اصلی خودش برگرده پس چی بهتر از اینکه وقت ازادی که توی خونه داشت رو صرف بیزینس جدیدی میکرد که بشدت ازش لذت میبرد؟

بخصوص اینکه با کمک های جیمین تونست به سرعت توی کارش پیشرفت کنه و به درامد مناسبی برسه.
اگرچه اوایل جیمین چندان موافق این ایده ی کار کردن تهیونگ نبود و حتی برای یه هفته تهیونگ مجبور بود ساعت ها سخنرانی طولانی جیمین راجع به اینکه بیزینس استرس و فشار زیادی داره رو گوش بده اما به مرور زمان پسر فهمید که تهیونگ خوب بلده اوضاع رو طوری مدیریت کنه که استرسی رو متحمل نشه.

بعد از اون جیمین مدام انگیزه ی پسر رو تحسین میکرد و از ترس اینکه از این انگیزه کاسته بشه همه جوره حمایتش میکرد. به همین خاطر بود حالا تهیونگ به راحتی توی خونه بزرگش بین چندتا خدمتکارش زندگی میکرد و مبالغ گنده‌ای رو خرج استخدام بهترین دکترها و مصرف بهترین داروها میکرد.

اونروز هم درحالی ربدوشامبر ساتن ساده ای پوشیده بود و لیوان اب پرتقالش رو به دست داشت پشت میزش نشست تا طبق روتینش ایمیل هاش رو چک کنه.

لب تابش رو باز کرد و بعد از اینکه جرعه ای از اب پرتقالش نوشید به این فکر کرد که چند وقته قهوه نخورده.
چندماه؟ یا شایدم بیشتر؟
این چیزی بود که از ذهنش گذشت درحالی که درحقیقت درست بعد از ترک اون پسر توی ونیز قهوه رو برای همیشه کنار گذاشته بود.
البته که تهیونگ درکنار قهوه نوشیدنی های الکی رو هم کنار گذاشته بود و بهونه-و دلیل اصلیش- بیماریش بود اما بخشی از دلیلش برای ترک قهوه ای که زمانی از مهم ترین فاکتور های زندگیش بود، این بود که نمیخواست هیچ اثری از زندگی مشترکش با جونگکوک رو تا به اینجا همراه خودش داشته باشه.

وارد ایمیل هاش شد و خواست مثل همیشه ایمیل های کاریش رو جواب بده که با پیامی از اکانتی که هیچوقت انتظار جوابی ازش نداشت مواجه شد:
"متاسفم."

The Reason(kookv,vkook)Where stories live. Discover now