You hurt me, and i said sorry!
تو بمن آسیب زدی، و من گفتم ببخشید!•••••
به نیم رخ جدی اون مرد درحالی که توضیحاتشو به خاطر میسپرد خیره بود و هراز چند گاهی به لپ تاپ روبروی صورت لیام نگاه میکرد تا از توضیحات دقیقش عقب نمونه !
ل- و در نهایت اینجا میتونی همشو چک کنی، نرخ تمام سهام ها !
زین سری تکون داد
ل-اصلا متوجه حرفای من میشی؟!
زین اخماشو توی هم کشید و به اون مرد نگاه کرد
ز-منظورت چیه؟!با خونسردی تام از روی میز جعبه فلزی نازکشو برداشت و بازش کرد، یه نخ سیگار از داخلش برداشت و روی لبهاش گذاشت.
ز-میدونستی این حرکتت که وقتی میخوای جواب بدی چقدر رومخه؟!
لیام سری به معنای "آره" تکون داد و بعد از روشن کردن سیگارش رو به چهره عصبی زین گفت:
ل-پس فکر کردی نکته اصلیش کجاست ؟!زین با حرص نفسشو بیرون فرستاد، تنها چیزی که میخواست دادن یه جواب به اون مرد بود.
لبخند مضحکی به لیام تحویل داد و از روی صندلی بلند شد.لیام با پوزخند حرکاتشو دنبال میکرد و اون پسر بعد از بستن لپتاپ روبروی لیام روی میز خم شد، دستشو زیر چونش زد و از فاصله نزدیک به لیام خیره شد.
لیام با تعجب و مسخره وار نگاهش کرد
ل-فکر کردی داری چیکار میکنی؟!
زین با لبخندی که فقط مخصوص لبهای خودش بود سیگارو از بین لبهای اون مرد برداشت و روی لبهای خودش گذاشت.
کام سنگینی ازش گرفت و دودو به مدت ثانیه ها داخل ریه هاش فرستاد و درست مثل لیام ثانیه ها رو تلف میکرد.
دود کمی که باقی مونده بودو توی صورت لیام فرستاد
ل-داری بازیای که خودم ساختمو روی خودم پیاده میکنی؟!ز-پس فکر کردی نکته اصلیش کجاست لیام؟!
لیام با یه حرکت از جاش بلند شد و باخشم بازوی اون پسرو گرفت و روبروی خودش نگهش داشت،
توی چشمای طلاییش نگاه کرد، با عصبانیت سیگارو از دستای اون بیرون کشید و به گوشه ای انداخت.ل- دیگه جرئت نکن اینکارو کنی !
زین متقابلا پوزخندی زد و لیامو به عقب هل داد
ز-تو فکر میکنی کدوم خری هستی هان؟!
لیام با عصبانیتی که درحال کنترلش بود دستی به صورتش کشید.
ل-خر؟؟عصبانیتی که وجودشو پر کرده بود توی مشتاش فوران کرد و مشتشو توی صورت زین فرود آورد!
زین که کمی به عقب پرت شده بود با ناباوری صورتشو گرفت و دوباره سرجاش برگشت.
اینبار مشتای دستای خودش به صورت لیام برخورد کردن و لیام صورتش به سمت دیگه ای پرتاب شد.

YOU ARE READING
SYNDROME [ZiamFanfiction]
FanfictionCOMPLETED Ranking #1 in Fanfiction -حداقلش من همینی ام که هستم، تو کی هستی پشت نقاب هات ؟! +من همون لعنتیم که قرار بود عذابت بدم، ولی نمیدونستم با عذاب دادنت خودمم نابود میشم !