dance with devil pt21

952 145 185
                                        

سلام بفرمایید قسمت جدید😍😊

جیمین دلیل این رفتار ته رو نفهمیدو سرشو برگردوندو رفت

ته با لج زیر لب غرغر میکرد...
فکر کرده واقعا امپراطوری چیزیه؟
یعنی چی که نمیشه وارد اتاقش بشیم؟...نباید از رعدو برق بترسم؟...خودش از هیچی نمیترسه؟...ایش...بیچاره کوک که اینهمه با این وقت گذرونده

تا به اتاقش برسه غر زدو محکم درو پشت سرش بستو داد زد:هیچکس مزاحمم نشه

رو تخت بزرگ خودشو پرت کردو دست به سینه و اخم کرده به روبه روش خیره شد
...............

تا بعد از ظهر تهیونگ هیچکسو تو اتاقش راه نداده بود...حتی خدمتکارایی که براش غذا میاوردنو فرستاده بود برن
اما حالا بدجور گرسنش شده بود

از روی تختش پاشدو از اتاق بیرون رفت

خدمتکار:چیزی لازم دارین؟

ته:نه فقط میخوام یکم بگردم

خدمتکار:هرجور مایلین

ته از پله ها پایین رفت

سالن بزرگیو رد کردو وارد یه سالن دیگه شد

خیلی جای خوشگل و ساده ای بود برعکس بقیه ی قسمتای خونه

خیلی جای خوشگل و ساده ای بود برعکس بقیه ی قسمتای خونه

Oups ! Cette image n'est pas conforme à nos directives de contenu. Afin de continuer la publication, veuillez la retirer ou mettre en ligne une autre image.

ازون قسمت هم گذشتو به جای دیگه ای رفت

انتظار نداشت جیمینو تو اون حال ببینه
اما جیمین پاهاشو روی مبل دراز کرده بودو یه کتاب دستش گرفته بود داشت میخوند

عینک دایره ای شیکی که به صورتش زده بود جذابیتشو بیشتر میکرد

عینک دایره ای شیکی که به صورتش زده بود جذابیتشو بیشتر میکرد

Oups ! Cette image n'est pas conforme à nos directives de contenu. Afin de continuer la publication, veuillez la retirer ou mettre en ligne une autre image.
dance with devilOù les histoires vivent. Découvrez maintenant