آهنگ پیشنهادی:Collide (Sped Up Remix)
_خوبی
بوسه ای به گردن مرد زد و بینی اش را درحالی که از پشت او را در اغوش میکشید بر گردن او کشید.
میخواست بوی بهشتی مردش را حس کند او از لحظه دیدار عاشق این بو شده بود.
اما بد از گذشت چندین ماه حالا میتوانست باخیال راحت کل وجود مرد رابرای خود داشته باشد راحت او را نفس بکشد..ببوسد..وعاشقانه با او یکی شود.
تهیونگ کتفهای پهنش را به سینه پسرش تکیه داد و با عشقی فراوان و چشم هایی حلالی ب درون چشمهای ستاره مانند پسر نگاه کرد.
او دیوانه پسر بود پسری ک از لحظه امدنش طعم عاشقی را بر زبان تهیونگ جاری کرده بود.
_خوبم زندگی.
جانگکوک اخمی کرد.
_اصلا خوب بنظر نمیایی..میخوای دس ب سرم کنی فقط!
سپس گوش مرد را گزید.
_.اخخخ،من بخوامم قلبم اجازه نمیده تو رو دس ب سر کنم.
بازگشت و پیشانیِ پسر کوچک تر را بوسید داغ داغ بود..
_فقط..فقط،دلم گرفته میدونی در عرض چند ماه کل زندگیم زیر و رو شد همه چیز تغییر کرده..چیزای مهم زندگیمو از دست دادم..اگه بفکر خودم نبودم الان دخترم زنده بود...(منظورش اینه که باید بیشتر ب الیا اهمیت میداد.)
نتوانست ادامه دهد بغضش درحال شکستن بود از روی تن پسر بلند شد و در بالکن را باز کرد و پس از ورود بست میخواست پسر کوچکتر را از ورودش و کنارش جای گرفتن منع کند نمیخواست جانگکوک برای چندمین بار شاهد گریه های از سر دردش باشد.
دستهایش را بر نرده متصل به دیواره بالکن قرار داد و فشار داد شاید اینگونه حرصش خالی شود.
جانگکوک در این طرفه قضیه انقدر دلگیر و ناراحت شده بود که حتی خجالت می کشید به سمت در بالکن بچرخد.
اشک هایش یکی پس از دیگری می ریختند ..روزی ک تهیونگ با درد برایش مرگ دختر را بازگو کرده بود حس می کرد تکه از قلبش کنده و از سینه اش جدا شده بود..خودش را مسبب همه اتفاقات می دانست.
از اینکه می دانست مرد بزرگتر در چه حالتی. قرار دارد ماهیچه سمت چپش به شدت کند می تپید و درد می کرد.
دوام نیاورد و بلند شد اغوش تهیونگش را میخواست.
با حس دستهایی ک ب دور کمرش حلقه شد اشکهایش را با پشت دست پاک کرد.و سرش را پایین انداخت.
_تهیونگم؟..خوبی نفسم..خوبی دارو ندارم،معذرت میخام..ببخشید که من زندگیت و خراب کردم..ببخشید که هر وقت منو میبینی درد می کشی..من بارها گفتم که..
برگشت و با داد بلندی سعی کرد جایگاه پسر کوچک تر را به آن بفهماند:
_هیسسس،به خودت جرأت نده که جملت و تکرار کنی،تو همه کَس منی من فقط تو رودارم توهم همش حرف از جدایی و رفتن میزنی به نظرت من دووم میارم.؟!.من عاشقانه تورو میپرستم اگر میبینی از دردام پیشت نمیگم فقط بخاطر اینه که این افکار مضخرف توی سرت شکل نگیره!
YOU ARE READING
I need you boy
RandomName: I need you boy Ganer:smut,,romenc,angst Cupels:taekook _شرمنده ام..خیلی شرمنده ام..نمیدونم حق دارم باهات حرف بزنم یا ن اما امیدوارم درک کنی،نمیتونم..نمیتونم،بپذیرم تو نباید به عشقت قول رسیدن به معشوق بدی،!!. سرش را با بهت بالا اورد و چشمان سرخ...
