_اگه از دستمون لیز بخوره و بیافته زمین چی ؟
تهیونگ لبخندی به نگرانی های کوک زد و به ارومی روی پسرک آب ولرم ریخت
_نترس عشقم...من بلدم چیکار کنم.
اون قطعا توی حموم دادن بچه ماهر بود چون مینی رو از وقتی نوزاد بود اون حموم میبرد و کوک داشت به این فکر میکرد که هنوز چقدر حسرت نبود مینی روی دلش سنگینی میکنه.
آب دهنشو قورت داد و همونطور که گوشه حموم روی سکوی شیشه ای نشسته بود تا خیس نشه و بعد دوران نقاهت زایمانش خودش حموم بره، آروم به کارهای تهیونگنگاه میکرد که چطور با دو انگشتش لای گردن پسرکوچولوشون رو میشوره
یا با دستهای کشیده اش لای پاهای پسر رو ماساژ میده و یونسون هم از این ماساژ روی پاهای پدرش لم داده و لذت میبره..
بعد افتادن بند نافش که امروز بود تصمیم گرفته بودن ببرنش حموم ..
با تمیز شستنش بدن کوچولوش،اونو حوله پیچ دست کوک داد و کمکش کرد روی تخت بشینه.
دمای اتاق رو بالا برد و با برداشتن لباس های یونی سمت تخت رفت.
_صورتشو زخمی نکنی ..
×حواسم هست.
با پوشوندن جوراب های کوچولو و خرگوشیش بوسه ای روی لپش نشوند و بغل کوک دادش
×آماده شد،بهش شیر بده تا برم برات لباس بیارم.
سری تکون داد و سینه اش رو توی دهن یونسون گذاشت
کم کم چشمهای خمار و خسته پسرک روی هم افتا و از نوازش دست کوک روی گونه اش خوابش برد.
×بدو بپوشش تا دره مطبشو نبسته.
_دردش میاد؟
من خودم واسش وقت گرفتم اما میگم بزاریم یه وقت دیگه.
×نه الان که کوچولوعه بهتره تا اینکه بزرگ بشه و دردشو حس کنه..میخوای تو خونه بمونی من خودم با یکی از پسرا ببرمش
_نه خودمم میام.
مینی مهد بود و این کارو براشون راحت تر میکرد .
به ارومی سوار ماشین شد و تهیونگ یونسون رو دستش داد.
خودشم پشت رول نشست وشروع به رانندگی کرد.
کوک هیچوقت تاحالا با تهیونگ سوار یک ماشین نبودن ،اینطور که اون کنارش بشینه و الفا رانندگی کرد.
به تک دست تهیونگ که فرمون رو دور میداد خیره شد.
چقدر کارهاش شبیه خودش بود .
تهیونگنگاهی به چهره کوک انداخت
×چیزی شده؟
سر تکون داد و به یونی نگاه کرد
_نه
.......
تقریبا دوساعت طول کشید تا به کلينيک بهترین دکتر کره برسن
متعجب به یونگی نگاه کرد و پوفی کشید
هر وقت جایی میرفت یه نشونه از اینا بود.
تهیونگ باهاش دست داد
یونگی_هی مرد واقعا لازم نبود برای یه ختنه سه تا مرد رو بیاری بالا سر یه نیم وجب بچه.
×ساکت یونگ.بچه رو ببر تو منو کوک الان میایم.
منتظر بمون تا بیایم
یونگی درحالی که بچه رو از تهیونگ میگرفت اوکی گفت و سمت اتاق دکتر رفت.
....
YOU ARE READING
Wenca
No Ficción_میدونی رقص بسمل چیه؟ معروفه به رقص مرگ . روی بدن بی سره طرف روغن داغ میریزن و چون خون هنوز تو بدن در گردشه و بدن داغه فرد شروع به چرخیدن دور خودش میکنه. منم این رقصو همون موقع که دره خونه رو پشتت بستی تجربه کردم. توام باید برقصی. باید مثل من از تم...
