هری دست رون رو از روی یقهی دراکو آروم جدا کرد
رون_من حلش میکنم
به رون لبختدی زد و دراکو رو کشید گوشهی حیاط
هری_چه مرگت شده امشب؟
دراکو_خودت چه مرگته پاتر؟ چشمت به دوستای احمقت خورد دوباره داری ظاهر مزخرفتو حفظ میکنی؟؟؟
هری از سر تعجب پوزخندی زد و دست به سینه دراکو رو نگاه کرد
هری_کی ظاهر مزخرفشو حفظ کرده؟ من؟
لباشو روی هم فشار داد و با اخم به دراکو نگاه کرد
هری_یا تویی که تا ۴ کلمه با دوستات حرف زدی فکر کردی خبریه و دوباره باید خوشحالیمونو خراب کنی؟
دراکو هم مثل هری اخم کرد و رفت توی صورتش
دراکو_من همین بودم پاتر! و همین میمونم! اون آدمی که تغییر میکنه تویی نه من!
هری هم صاف وایساد تا بیشتر بهش نزدیک بشه
هری_اشتباه میکنی دراکو! تو بودی که داشتی عوض میشدی! تو بودی که داشتی آدم بهتری میشدی! اونی که تغییر نکرده و هنوز مثل قبله منم!
دراکو_اوه جدن؟ واسه همین بود که جینی رو نبوسیدی؟
هری از حرف دراکو جا خورد
هری_قبل از این اتفاقات هم چیزی بین من و جینی نبوده! و اینکه ... از نظر من اون جذابترین آدم اون جمع نبود که بخوام ببوسمش! الانم میریم با آرامش! بدونِ اینکه دعوا یا بحثی به وجود بیاریم اونجا میشینیم و غذامونو میخوریم!
هری انگشتشو سمت دراکو گرفت و خواست بره که دراکو مچشو گرفت و دوباره کشیدش عقب که بتونه تو چشماش نگاه کنه
دراکو_جذابترین فرد کیه، پاتر؟
هری اخم کرد و برای اینکه بازندهی بحث نباشه نیشخند زد
هری_متاسفانه دراکو، نمیتونستم برم جلوی آینه و خودمو ببوسم!
دستشو از دست دراکو بیرون کشید و رفت پیش بقیه
فرد_چه هالووین هیجان انگیزی!
هری_خیر سرتون بزرگمونید! به جای اینکه از دور فقط نگاه کنید بهتر نبود رون و دراکو رو جدا کنید؟
هری گفت و پیش رون نشست
جرج_باور کن هری! خیلی طول کشید تا بتونم رون رو آروم سر جاش بشونم!
رون_نباید اینکارو میکردی! باید میزاشتی جواب حرفی که زده بود رو بهش بدم!
دراکو اومد و رو به روی هری کنار پنسی نشست
رون_حالا هرچی ... هرماینی کو؟
هرماینی_دارم میام ...
با چشم های پف کرده کنار رون نشست
YOU ARE READING
First Time Again (Drarry)
Fanfiction[COMPLETED] حتی اگه از هم دیگه دور هم باشیم بازم قلب من برای تو میتپه و اینو میدونم که تیکهای از وجود تو هم دقیقا همینو میخواد. (فصل دوم: Some Guy)
