دراکو در حالی که نفس نفس میزد خم شد و لبای بازِ هری رو بوسید و بعد از اینکه ازش جدا شد روی درای خودش که زیرشون انداخته بود، کنار هری دراز کشید. هری بعد از نفس عمیقی که برای تنظیم کردن نفسهاش کشید، سمت دراکو چرخید و خودشو تو بغلش جا داد.
دراکو_بیا امیدوار باشیم کسی صدامونو نشنیده باشه ... نظرت چیه؟
دراکو گفت و هردوی اونها ریز خندیدن. هری لبای دراکو رو بوسید و بلند شد.
هری_موافقم و به علاوه، بهتره زودتر برگردیم خوابگاه هامون تا کسی شک نکرده.
گفت و زیپ شلوارشو کشید، دراکو هم با نیشخندی بلند شد و بعد از بوسیدن گردن هری لباساشو برداشت و پوشید.
هری_ Scourgify
بعد از اینکه رداهاشون توسط طلسم هری تمیز شدن، اون هردوتای اونا رو برداشت و بعد از اینکه مال دراکو رو بهش داد مال خودش رو هم پوشید.
دراکو جلوتر از هری در اتاق جاروها رو باز کرد و به اطراف نگاهی انداخت تا مطمئن بشه کسی اون دور و بر نیست که ببینتشون.
دراکو_بیا. کسی نیست.
هری پشت سر دراکو بیرون رفت و دوتایی سمت راه پلهها قدم برداشتن. وقتی مطمئن شدن کسی قرار نیست اون اطراف پرسه بزنه دست همدیگه رو گرفتن تا باقی راه رو از بودن کنار هم لذت ببرن.
هری_مرسی برای امشب ...
دراکو_امشب چیزی نبود که بابتش بخوای "تشکر" کنی ... کاری بود که هردومون کردیم لاو.
بعد از تموم شدن حرف دراکو هری با لبخند کوچیکی سرشو پایین انداخت.
هری_همینطوره ...
پنهلوپه_پاتر ...
هری اخماشو تو هم برد و به اون دخترِ هافلپافی که چشماش از گریه قرمز شده بود نگاه کرد.
هری_چیشده گرایمز؟
پنهلوپه_پروفسور دامبلدور ... اون ...
هری اخماشو از هم باز کرد و بعد از ول کردن دست دراکو پشت سر پنه لوپه دوید. دراکو هم که گیج تر از هردوتای اونا بود سرعتشو بیشتر کرد تا بهشون برسه.
وقتی به حیاط رسیدم هری با دیدن اون جمعیت نفسش برای یک لحظا برید ولی سریع مسیرشو از بین آدمای اونجا باز کرد و بالای سر دامبلدور رفت.
با دیدن بدنِ سردش که دیگه تکون نمیخورد، خیس شدن صورتش توسط چشماش و بعد از اون بی حرکت شدن قفسهی سینش باعث شد بی صدا برای چند دقیقه به اون بدن زل بزنه.
دست رون روی بازوش قرار گرفت ولی هری اونو پس زد و کنار دامبلدور روی زمین زانو زد. دستشو روی قفسه سینش گذاشت و وقتی فهمید به جای بالا پایین شدن یه جا ساکن مونده اشکاش صورتش رو بیشتر خیس کردن.
KAMU SEDANG MEMBACA
First Time Again (Drarry)
Fiksi Penggemar[COMPLETED] حتی اگه از هم دیگه دور هم باشیم بازم قلب من برای تو میتپه و اینو میدونم که تیکهای از وجود تو هم دقیقا همینو میخواد. (فصل دوم: Some Guy)
