This Is Not A Chapter (2)

2K 280 59
                                        

خب خب خب
سلامی دوباره به ریدرهای عزیزم =)

خب گایز تا اینجا از فن فیک راضی بودید؟ :')
به خدا دارم از جون و دل مایه میزارم که جذاب باشه براتون :')

خب من با توجه به نظراتتون برای فصل دوم و اینا فکرامو کردم و به یه نتیجه‌ای رسیدم که نه سیخ بسوزه نه کباب ^^

خب اینو میخواستم بگم:

یه جاهایی از داستان هست که یا توی کتاب خوندین یا توی فیلم دیدین! من اون قسمت ها رو فقط یه خلاصه مینویسم! دیالوگ ها و توصیفات و اتفاقات خیلی خلاصه میشن! (به جز جاهایی که برای فن فیک لازم دارم!)

خب طولانی نکنم حرفامو!

تو پارت قبلی گفتم از شخصیت‌ها سوال بپرسید که بار خیلی زیادیشو saharvalizadeh به دوش کشید و بیشتر سوال‌ها رو اون پرسید.

اگه خواستید میتونید هر سری از شخصیت‌ها سوالی داشتید بپرسید من توی This Is Not A Chapter ها از طرف خودشون جواب میدم! =)

.

خب lizardmtm پرسیده که: دراکو، چیشد عاشق هری شدی؟

دراکو_عام خب ... یه جورایی شباهت‌های کوچیکی بین من و اون هست. در اصل اینطوری بگم که خب من زیاد توی زندگیم از پدرم محبت ندیدم و از طرفی هری هم بعد از اینکه مامان و باباش توسط ولدمورت کشته شدن پیش خاله‌اش موند ... و اونم از اونا محبتی دریافت نکرد. پس یه جورایی هری میفهمه چه حسیه وقتی یه جایی نخوانت و ... آره ... درک شدن توسط هری مهم ترین دلیلی بود که عاشقش شدم ...

خب purplex1 پرسیده که: هری، سوالم اینه که کدوم ویژگی دراکو باعث شد جذبش بشی؟

هری_خب راستش ... اول اینکه من آدمی نیستم که برای دوست داشتن بقیه دلیلی بیارم ولی ... دراکو از درون شکسته بود و تمام کارهایی که میکرد فقط واسه این بود که شکستگی درونش رو کسی نبینه و این از قدرت زیادش بود. وقتی فهمیدم ۶ سال گذشته چطوری این همه درد رو تحمل کرده باعث شد دلم بخواد برای همیشه ازش محافظت کنم و ... همین شد که ... آره ... من الان اینجام!

خب saharvalizadeh از هری پرسیده که: تو این چند ماه یه بارم جق نزدی تو حموم با تصور دراکو؟

هری_چ ... چی؟ آه مرلین ... این چه سوالیه آخه؟ نه نزدم جوابتو گرفتی؟ *میخندد*

از دراکو پرسیده که: به هری میدی؟

دراکو_*خنده‌ی بلندی سر میدهد* نه چون من تاپم!

هری_نه خیر قراره بهم بده دروغ میگه!

دراکو_هی پاتر من تاپم!

هری_به زور میکنمت!!!

از دامبلدور: موقع سکس با دوست پسرت ریش اذیتت نمیکنه؟

دامبلدور_چند سالی هست سکس نداشتم! پس دلیلی هم نبوده که بخوام بزنمشون ولی خب چرا ... اذیت میکنن!

از ولدمورت: جنس بینی از گوشت و خون و استخونه که همشونو پیتر آماده کرد؛ ولی چرا بینیت بازسازی نشد؟

ولدمورت_حالا که بحث بینی من شد! خوشحال میشم که از بینیِ تو استفاده کنم! AVADA KE ...

هری_اسپل‌هات اینجا کار نمیکنن ولدمورت!

ولدمورت_دنیای مزخرفِ ماگل ها! من میرم اصن! اه ...

هری_بشین هنوز یه سوال دیگه هست که باید جواب بدی!

از ولدمورت: با اون چادر بلند مشکیت، تا حالا پیش نماز تو هاگوارتز شدی؟ مثلا هری رو هم بفرستی برج ستاره شناسی که اذان بگه؟

ولدمورت_دامبلدور هیچوقت اجازه نداد پیش نماز بشم! مگه اگه من پیش نماز بشم هیچکس از ترس جونش برای نماز خوندن نمیاد که خب البته راست میگه ... ولی تا وقتی دین توماس برای اذان گفتن هست چرا هری؟

هری_چرا من نه؟

ولدمورت_چون تو بلد نیستی داد بزنی!

هری_خیلی هم بلدم داد بزنم!

ولدمورت_نه بلد نیستی با من بحث نکن!!!

از نارسیسا: بهتر نبود با لیلی رل بزنی؟ اونجوری جیمز هم میرفت سراغ ریگ!

نارسیسا_لیلی خوشگل بود و جذاب! ولی به خاطر اینکه ماگل بورن بود نمیتونستیم با هم باشیم. هرچند که اعتراف میکنم روش کراش داشتم سال سوم!

دراکو_مامان؟

نارسیسا_آره خب دروغ نمیگم که کراش داشتم!

لوسیوس_از اون مادبلادِ کثیف خوشت میومد؟

هری_هی هی هی درست حرف بزن! مامانم زیر خروار خاکه ها!!!

لوسیوس_فقط تموم کنید این بحثو! اه ...

نارسیسا_در کل! اگه میتونستم به عقب برگردم حتما با لیلی قرار میزاشتم!

از لوسیوس: آدرس آرایشگاهتو میخوام برای کراتینه مو.

لوسیوس_از معجون‌های اسنیپ میمالم به سرم! همشونم به درد میخورن ولی بیشتر معجون مرکب خوبه.

اسنیپ_انبارِ من به خاطر موهای مزخرف تو خالی شده ... مالفوی!

لوسیوس_بعدن دربارش حرف میزنیم الان وقتش نیست ...

***

خب آره دیگه اینطوری

ووت بدین خلاصه بازم اگه سوالی بود از شخصیت‌ها بپرسید جواب میدن.

Love You All 🌈🤍

First Time Again (Drarry)Dove le storie prendono vita. Scoprilo ora