دراکو شیشهی معجون مادام پامفری رو جلوی هری که داشت صبحانه میخورد گرفت
دراکو_باید هر روز از این روی صبحانت بریزی ... بگیرش ...
هری اول به شیشهی تو دست دراکو بعد به صورتش نگاه کرد
هری_نمیدونم چقدر باید بریزم
گفت و شونه بالا انداخت، دراکو نفسشو بیرون داد، یه دستشو پشت صندلی هری گذاشت و خم شد روی بشقابش، در شیشه رو با شَستش باز کرد و با دقت خَمش کرد
دراکو_۶ قطره!
هر قطرهای که مینداخت یکم شیشه رو صاف میکرد که بیشتر ازش نریزه، بینیش بالای موهای هری بود و بوی دارچین رو زیر بینیش حس میکرد، هری هم بوی نعنای نفسهای دراکو رو از این فاصله میتونست حس کنه، به دستای سفید دراکو نگاه میکرد که چجوری قطرات معجون رو توی بشقاب میریخت
دراکو با همون انگشت شست در شیشه رو بست و رو به روی هری گرفتش، هری به شیشه نگاه کرد و از توی دست دراکو برش داشت، میدونست اگه برگرده و بهش نگاه کنه دوباره نفساش رو روی صورتش حس میکنه پس فقط زمین رو نگاه کرد
هری_باشه ... ممنون ...
دراکو که تا اون موقع منتظر بود هری برگرده نا امید صاف وایساد و لباشو روی هم فشار داد
دراکو_یادت نره ... فقط برای صبحانه ...
و به جای دیگهای نگاه کرد و سمت تختش رفت، هری به دراکویی که داشت از اونجا دور میشد نگاه کرد و یکم روی صندلی سمتش چرخید
هری_دراکو ...
دراکو_بله؟
سر جاش وایساد و زیر چشمی به هری نگاه کرد
هری_بیا صبحانه بخور ... یکم باید حرف بزنیم ...
دراکو به رو به روش نگاه کرد و نفسشو بیرون داد
دراکو_دربارهی؟
برگشت سمت هری و تو چشماش نگاه کرد، چشمای سبزش که از بعد از دیروز بیشتر از همیشه میدرخشید
هری_خودت میدونی دراکو ...
دراکو لب باز کرد حرفی بزنه ولی فقط با سکوت کامل رفت و روی اون یکی صندلی کنار میز نشست
هری_اول صبحانتو بخور دراکو ... از دیروز لب به هیچی نزدی ...
دراکو_انگار زمین چرخیده ...
دراکو گفت و لبخند محوی زد، تا همین چند وقت پیش دراکو از هری میخواست غذا بخوره و الان هری از اون، یه تیکه از بیکن توی بشقابش رو خورد
دراکو_خب؟
هری سمت دراکو برگشت، سرشو پایین انداخت و یکم حرفاشو توی ذهنش مرتب کرد
هری_دراکو ... اتفاقی که دیروز افتاد ... برای جفتمون! غیر منتظره بود ...
سرشو بلند کرد که عکس العمل دراکو رو ببینه، بعد که دید حرفی نمیزنه ادامه داد
YOU ARE READING
First Time Again (Drarry)
Fanfiction[COMPLETED] حتی اگه از هم دیگه دور هم باشیم بازم قلب من برای تو میتپه و اینو میدونم که تیکهای از وجود تو هم دقیقا همینو میخواد. (فصل دوم: Some Guy)
