21: Rancor

124 21 52
                                        


چان از دیدن فلیکس جلوی در اتاقش قند توی دلش آب شد اما چهره‌ش نشونی ازش نداد!

- نه بیا تو.. مزاحم نیستی.

فلیکس درحالی که مثل یه کودک کنجکاو وارد اتاق می‌شد گفت:
خب راستش داشتم توی اتاق هیونجین اونو بازی می‌کردم.

یکمی تابلوهای روی دیوار اتاق چان رو دستمالی کرد و ادامه داد:
یعنی می‌کردیم.. منظورم با هیونجین بازی می‌کردیم.
چی دارم می‌گم؟ خودت بفهم دیگه!
بعدش در کمدش رو باز کرد و من چندتا کاست توی کمدش دیدم.

چان با ژست همیشگیش دست به سینه به دیوار تکیه داد و به فلیکس که بالا و پایین می‌پرید خیره شد.

-آره بعد که اون کاست‌ها رو دیدم یاد تو افتادم گفتم شاید.. ببین شاید... الان که رابطه‌مون بهتر شده دلت بخواد آهنگ گوش بدی یعنی از این نوارها بذاری تو ضبط.

بعد قیافه‌ش رو صاف کرد و چشمهاش رو کوچیکتر کرد.
بهش زل زد و گفت: چون دفعه پیش زدی خوردش کردی!

چان خندید و دستی روی سر فلیکس کشید.

+باشه بهش گوش می‌دم.

فلیکس تعجب کرد و کمی دهنش باز موند.
درواقع یک لحظه درک نکرد این چه اتفاقی بود که توی قلبش افتاد.

به محض اینکه دستش رو از روی سر فلیکس برداشت، یک دسته پروانه از مغزش به سمت قلبش پرواز کردن؛
و با رقصیدنشون گونه‌هاش رو سرخ رنگ کردن!

بیشتر از اون از آرامش و لبخند ملیح چان تعجب کرده بود.
درواقع فرکانس‌هایی که چان بهش می‌داد رو تا حدودی هضم کرد اما انتظار این میزان احساسات رو از طرف چان نداشت!
فکر می‌کرد در حد نخ دادن ساده باشه!

لحظاتی که هیونجین می‌خواست بهش نزدیک بشه رو به خاطر آورد و از خودش بابت عقب کشیدن صورتش تشکر کرد.

چون اگر اجازه می‌داد هیونجین لبهاش رو ببوسه احتمالا هیچوقت این لحظه رو تجربه نمی‌کرد.

تا وقتی معادلات توی ذهن فلیکس طبقه‌بندی بشه همچنان با دهان باز به چان خیره بود.

+فلیکس؟ خوبی؟ نباید بهت دست می‌زدم؟

فلیکس دیگه بدون اینکه مکثی کنه گفت: سرت به جایی خورده؟!
خیلی اخلاقت خوب شده نکنه دارم میمیرم؟

چان نفس راحتی کشید و گفت:
از تو چه پنهون داروهام رو خوردم.

فلیکس طوری که انگار تازه دوهزاریش جا افتاده گفت: آهااان توام داروهات رو می‌ریزی توی توالت.

چان جواب داد: توی دستشویی منو دید می‌زنی؟!

فلیکس یکم دیگه با وسایل اتاق چان ور رفت و گفت: نه بابا خیلی‌ها اینجا این کار رو می‌کنن.
وقتی راه می‌رم و باهم حرف میز‌نن ناخودآگاه می‌شنوم.

𝘚𝘪𝘭𝘦𝘯𝘵 𝘓𝘰𝘵𝘶𝘴Where stories live. Discover now