سونگمین و چان که تاحدودی متوجه شرایط شده بودن؛ داشتن قبل از اینکه دیر بشه به سمت اتاق مینهو میرفتن.
کریستوفر بنگ چان بعد از اینکه فهمید پروندهش دست فلیکس رسیده؛ اولین واکنشش متهم کردن هیونجین بود.
فکر کرد حالا که هیونجین کنار هم دیدهشون دنبال راهی برای به هم زدن رابطهشونه و میخواد هرطور شده به فلیکس ثابت کنه چان چطور آدمیه!
اما وقتی متوجه شد که مینهو توی وضعیت بدی هست، تقریبا مطمئن شد که کار چانگبینه.
چون به نظرش هیونجین اونقدرها هم بیرحم نبود.
از اول ورود چانگبین هم میدونست قرار نیست ربطی به هیونجین داشته باشه از طرفی خیلی وقت هم بود که نامهای ارسال نمیشد.
این رو از ثابت موندن خاکهای روی دستگاه چاپ کتابخونه فهمید.
بعد از اینکه به طرف اتاق مینهو رفتن دیگه کسی از کادر بیمارستان اونجا نایستاده بود.
اتمسفر اونجا دیگه سنگینیای القا نمیکرد.
آهسته در زدن که مبادا افکارشون درست باشه و مینهو توی وضعیت خوبی نباشه.
بعد از اینکه صدایی نشنیدن وارد شدن.
مینهو رو به پنجره خیره به درخت جلوی ساختمون ایستاده بود...
سونگمین یواش پرسید: حالت خوبه مینهو؟!
مینهو که انگار دنیای خودش بیرون اومد گفت: شما کِی اومدین اینجا؟ اصلا متوجه نشدم!
چان گفت: برق مرق بهت وصل کردن؟
مینهو به طرفشون برگشت و روی تختش نشست.
-راستش یه چیزی شوکه کنندهتر از برق بهم وصل شده!
قیافهی اون دو نفر شبیه علامت سوال شده بود و به مینهو نگاه میکردن.
-پدرم... فکر کنم پدرم داره برمیگرده...
چان جا خورد و گفت: اوهااا شوخی میکنی؟ اینجاست؟
مینهو دست به سینه شد و جواب داد: هنوز نه ولی عموم اینجاست؛ یعنی عموی ناتنیم.
عجیبتر از اون، دنبالهی چانگبین باباش هم برگشته اینجا!
+محض رضای خدا این همه اتفاق تو یه روز؟ کجا همچین دیوونهخونهی سرگرم کنندهای دیدید؟
سونگمین به بازوش زد و گفت: هی! مگه قرار نشد دیگه نگیم دیوونهخونه؟!
زیپ سوییشرتش رو باز کرد و پرونده رو درآورد.
ادامه داد: من که سر در نمیارم چی میگید و اینها کی هستن؛ ولی گمون کنم چانگبین این رو گذاشته دم در اتاق من.
یعنی فکر نمیکنم کار "نیلوفر آبی" باشه و گزینهی دیگهای به جز چانگبین نمیمونه.
مینهو بعد از دیدن پروندهش دست سونگمین ته دلش خالی شد و ضربان قلبش سر به فلک کشید.
اما بازهم به مرحلهی فروپاشی نرسید چون سونگمین رو مقابلش میدید پس هنوز امیدی هست.
ESTÁS LEYENDO
𝘚𝘪𝘭𝘦𝘯𝘵 𝘓𝘰𝘵𝘶𝘴
FanfictionFanFiction Title: Silent Lotus Couple: Hyunlix - Chanlix - 2min - Chanin Genre: Psychology, Romance, Mystery, Angust, Love Triangle, Days: fridays بخشی از داستان: دکتر وو به حیاط سرسبز کلینیک خیره شد:"هرکدوم از چشمهایی که توی آینه دیده میشه یه ق...
