جمع پنج نفرهی اونها حالا یه عضو جدید به خودش دیده بود و فرقی که باهاشون داشت این بود که روح آزادی داشت...
مینهو از حرفهایی که جونگین ممکنه بود دربارهی گذشتهش به سونگمین بزنه دلهره داشت و از طرفی جونگین هم پایبند به کراش دوران دبیرستانش همچنان خودش رو نزدیک به مینهو نشون میداد.
فلیکس به قیافههای آش و لاش هیونجین و چان نگاه میکرد و میتونست حدس بزنه اینجا چه اتفاقی افتاده.
- چه بلایی سر هم آوردین...؟
مینهو جواب داد: همش یکم زدن توی سر و صورت همدیگه.
هیونجین بدون اینکه چیزی بگه از اونجا رفت تا صورتش رو بشوره و فلیکس رو با قیافهی هاج و واج نادیده گرفت..
چان از فرصت استفاده کرد و گفت: نمیدونم چیشد! یهو بهم حمله کرد.
فلیکس با دیدن گوشهی لب چان که خون اومده بود، لبهاش رو جمع کرد و گفت: حتما به خاطر حرف من بوده! از چشم تو دیده.
سونگمین که هنوز دربارهی جونگین کنجکاو بود پرسید: خب چیو؟!
فلیکس آهسته و شمرده توضیح داد: خب... راستش یکم این طرف و اون طرف فالگوش وایستادم و چان هم یه چیزایی بهم گفت.
فهمیدم پرونده من میتونه برای نجات دادن اینجا مفید باشه...
احتمالا هیونجین از این ناراحت شده و به چان حمله کرده.
جونگین پوزخندی زد و گفت: پروندهی تو اینجا رو نجات بده؟! با وضعی که من جلوی در دیدم اینجا رو فقط خدا میتونه نجات بده.
بزودی پلمپه!
مینهو انگشت کوچیک جونگین رو گرفت و فشار داد و گفت: پس تو اینجا چه غلطی میکنی؟!
سونگمین دستش رو کشید و گفت: دستت رو بکش چیکار این بچه داری مشکل با انگشتهای آدما چیه دقیقا؟!
جونگین که متوجهی نگاهای سونگمین و مینهو به هم دیگه شده بود گفت: نگران نباش من به این اخلاقهای مینهو عادت دارم!
چان که میدونست جونگین داره چاشنی یه بمب رو فعال میکنه سعی کرد بحث رو عوض کنه اما..
سونگمین سریعتر پرسید: ببخشید؟؟ تو اخلاقهای مینهو رو از کجا میشناسی اون وقت؟!
جونگی لبخند عریضی تحویلشون داد و گفت: اوه! راستی خودم رو به شما معرفی نکردم!
دستش رو به سمت فلیکس و سونگمین برد و محترمانه جواب داد: یانگ جونگین هستم وکیل حقوقی این بیمارستان!
با چان و مینهو از دبیرستان آشنام برای همین اخلاقهای مینهو رو میشناسم.
شما دو نفر باید سونگمین و...؟
دستش رو سمت فلیکس گرفت و گفت: شما رو نمیشناسم اما باید همون لالی انتخابی باشید درسته؟ اسمت خارجی بود یادم رفته.
چان دست جونگین رو پس زد و گفت: سکوت انتخابی؛ تو دانشگاه یادت ندادن تا درباره چیزی که بلد نیستی حرف نزنی؟!
YOU ARE READING
𝘚𝘪𝘭𝘦𝘯𝘵 𝘓𝘰𝘵𝘶𝘴
FanfictionFanFiction Title: Silent Lotus Couple: Hyunlix - Chanlix - 2min - Chanin Genre: Psychology, Romance, Mystery, Angust, Love Triangle, Days: fridays بخشی از داستان: دکتر وو به حیاط سرسبز کلینیک خیره شد:"هرکدوم از چشمهایی که توی آینه دیده میشه یه ق...
