35: Runaway

88 11 26
                                        


جمع پنج نفره‌ی اونها حالا یه عضو جدید به خودش دیده بود و فرقی که باهاشون داشت این بود که روح آزادی داشت...

مینهو از حرفهایی که جونگین ممکنه بود درباره‌ی گذشته‌ش به سونگمین بزنه دلهره داشت و از طرفی جونگین هم پایبند به کراش دوران دبیرستانش همچنان خودش رو نزدیک به مینهو نشون می‌داد.

فلیکس به قیافه‌های آش و لاش هیونجین و چان نگاه می‌کرد و می‌تونست حدس بزنه اینجا چه اتفاقی افتاده.

- چه بلایی سر هم آوردین...؟

مینهو جواب داد: همش یکم زدن توی سر و صورت همدیگه.

هیونجین بدون اینکه چیزی بگه از اونجا رفت تا صورتش رو بشوره و فلیکس رو  با قیافه‌‌ی هاج و واج نادیده گرفت..

چان از فرصت استفاده کرد و گفت: نمی‌دونم چیشد! یهو بهم حمله کرد.

فلیکس با دیدن گوشه‌ی لب چان که خون اومده بود، لبهاش رو جمع کرد و گفت: حتما به خاطر حرف من بوده! از چشم تو دیده.

سونگمین که هنوز درباره‌ی جونگین کنجکاو بود پرسید: خب چیو؟!

فلیکس آهسته و شمرده توضیح داد: خب... راستش یکم این طرف و اون طرف فالگوش وایستادم و چان هم یه چیزایی بهم گفت.
فهمیدم پرونده من میتونه برای نجات دادن اینجا مفید باشه...
احتمالا هیونجین از این ناراحت شده و به چان حمله کرده.

جونگین پوزخندی زد و گفت: پرونده‌ی تو اینجا رو نجات بده؟! با وضعی که من جلوی در دیدم اینجا رو فقط خدا میتونه نجات بده.
بزودی پلمپه!

مینهو انگشت کوچیک جونگین رو گرفت و فشار داد و گفت: پس تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟!

سونگمین دستش رو کشید و گفت: دستت رو بکش چیکار این بچه داری مشکل با انگشتهای آدما چیه دقیقا؟!

جونگین که متوجه‌ی نگاهای سونگمین و مینهو به هم دیگه شده بود گفت: نگران نباش من به این اخلاقهای مینهو عادت دارم!

چان که می‌دونست جونگین داره چاشنی یه بمب رو فعال میکنه سعی کرد بحث رو عوض کنه اما..
سونگمین سریعتر پرسید: ببخشید؟؟ تو اخلاقهای مینهو رو از کجا می‌شناسی اون وقت؟!

جونگی لبخند عریضی تحویلشون داد و گفت: اوه! راستی خودم رو به شما معرفی نکردم!

دستش رو به سمت فلیکس و سونگمین برد و محترمانه جواب داد: یانگ جونگین هستم وکیل حقوقی این بیمارستان!
با چان و مینهو از دبیرستان آشنام برای همین اخلاقهای مینهو رو میشناسم.
شما دو نفر باید سونگمین و...؟

دستش رو سمت فلیکس گرفت و گفت: شما رو نمی‌شناسم اما باید همون لالی انتخابی باشید درسته؟ اسمت خارجی بود یادم رفته.

چان دست جونگین رو پس زد و گفت: سکوت انتخابی؛ تو دانشگاه یادت ندادن تا درباره چیزی که بلد نیستی حرف نزنی؟!

𝘚𝘪𝘭𝘦𝘯𝘵 𝘓𝘰𝘵𝘶𝘴Where stories live. Discover now